<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									سریال - بوک پیج				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/btm/series/</link>
            <description>بوک پیج, صفحات کتاب زندگی</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Thu, 24 Sep 2026 13:59:35 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>سریال آینه‌ی سیاه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2527/</link>
                        <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 22:07:31 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[درباره‌ی سریال«آینه‌ی سیاه» را (که اجازه بدهید از اینجا به بعد به رسم استاروارز و استارترک و غیره همان بلک میرر صدایش کنیم) عموما اینطور معرفی می‌کنند:«توایلایت زونِ» عصر دیجیتال!بنابراین شا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<strong><span><span>درباره‌ی سریال</span></span></strong><br><br><span><span><span><span><span>«آینه‌ی سیاه» را (که اجازه بدهید از اینجا به بعد به رسم استاروارز و استارترک و غیره همان بلک میرر صدایش کنیم) عموما اینطور معرفی می‌کنند:</span></span></span><span><span><span>«<em>توایلایت زونِ» عصر دیجیتال!</em></span></span></span><span><span><span>بنابراین شاید اساسا چاره‌ای جز این نداشته باشیم که این معرفی را با معرفی آن یکی شروع کنیم. آن یکی البته هرچند در ایران کمابیش ناشناخته است، همچنان هم یکی از محبوب‌ترین سریال‌های آنتولوژی آمریکاست. آن‌قدر که محبوبیتش باعث شد پس از اتمامش، برای دو مجموعه‌ی سریالی دیگر و یک فیلم تلویزیونی بازگردد که البته هیچکدام به موفقیت سری اصلی دست نیافتند و این روزها نقطه‌ی رفرنسِ بسیاری از منتقدها شده که مثلا فلان چیز را ببینید که شبیه توایلایت زون است!توایلایت زون یک سریال آنتولوژی فانتزی/علمی تخیلی/ وحشت آمریکایی بود که در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ پخش می‌شد. آنچه توایلایت زون را منحصر به فرد می‌ساخت، رک بودنِ «راد سرلینگ» و دیگر نویسندگان سریال در روایتِ تکان‌دهنده‌ترین داستان‌ها بود و البته اصرارشان به اینکه به بیننده حس آرامشِ پایان یافتنِ داستان(به واسطه‌ی نمایش رابطه‌ی علت و معلولی بین اعمال کاراکترها) یا به عبارتی دیگر «کلوژر»(به قولی تحقق مفهوم ساختگی عدالت)  ندهند. توایلایت زون در هر اپیزود، یک داستان مستقل را روایت می‌کرد که تا پایان اپیزود تمام می‌شد و عموما در هر اپیزود، جهان و واقعیت جدید و منحصر‌به‌فردی به بیننده معرفی می‌شد.</span></span></span><span><span><span><img src="https://3feed.ir/wp-content/uploads/19-11.jpg" /><br><br></span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><span>خودِ «چارلی بروکر»(شورانر و خالق سریال بلک ‌میرر) تعریف می‌کند که ایده‌ی سریالش از آنجا به ذهنش رسید که روزی مشغول تماشای اپیزودی از توایلایت زون بود که در آن زمین به خاطر جنگ هسته‌ای نابود شده و آخرین انسانِ جهان که از قضای روزگار یک خوره‌ی کتاب هم هست، با ناامیدی در میان ویرانه‌های جهان می‌گردد. این یارو که دیگر امیدی به زندگی ندارد، کتابخانه‌ای می‌بیند و اینطور به خود تسلی خاطر می‌دهد که لااقل تمام کتاب‌های جهان را دارم که بخوانم. پس کتاب‌های مورد علاقه‌اش را انتخاب می‌کند و درست در لحظه‌ای که مشغول خواندن می‌شود، عینکش روی زمین می‌افتد و می‌شکند و طرف صورتش را بین دستانش می‌گیرد و هق‌هق گریه می‌کند و پایان! بروکر در پایان این خاطره گفت بعد از تماشای این اپیزود به خودم گفتم این چیزی است که تلویزیونِ این روزها آن را کم دارد و بنابراین تصمیم گرفتم خودم برش گردانم.<br></span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><span>اینطور شد که بروکر ابتدا دو فصل بلک میرر را برای چنل ۴ انگلستان ساخت. هریک از دو فصل اول ۳ اپیزود بودند و هر اپیزود جهانی تکان‌دهنده و در عین حال آشنا را تصویر می‌کرد. بروکر بعدا اپیزود کریسمسی هم ساخت و پارسال بود که خبر رسید تصمیم گرفته سریالش را به نتفلیکس منتقل کند و فصل سوم در قالب ۶ اپیزود به تازگی روی نتفلیکس منتشر شده.<br>بلک میرر از نظر ساختار بسیار شبیه توایلایت زون است. اینجا هم هر اپیزود، داستانِ خودش را با بازیگران خودش و جهانِ منحصر‌به‌فردِ خودش روایت می‌کند. تفاوت میان دو سریال اما در سه چیز است. اول آنکه طول هر اپیزود در بلک میرر به جای نیم ساعت توایلایت زون به یک ساعت(و حتی گاهی ۹۰ دقیقه) افزایش یافته که در عین فضای بیشتر برای قصه‌پردازی، سریال را به نوعی ترسناک‌تر نیز می‌کند؛ چراکه بیننده خوب می‌داند قرار است در پایان اپیزود با تمام این کاراکترها(اغلب به طرزی بی‌رحمانه) وداع کند و حالا با این مدت زمان بیشتر، سریال فرصت کافی دارد تا کاراکترهایش را قوام دهد و خوب بسازد تا وقتی آن‌ها را از بیننده می‌گیرد، ضربه‌اش سنگین‌تر باشد. تفاوت دوم کیفیت تولید بالاتر سریال است، و نه فقط به خاطر اینکه بلک میرر چیزی حدود ۶۰ سال بعد از توایلایت زون آمده و تکنولوژی یاری‌اش می‌کند، بلکه به این خاطر که تعداد اپیزودهای هر فصل بسیار کم است و بنابراین خبری از داستان یا اپیزود پُرکننده یا فیلر نیست و تمام داستان‌ها حقیقتا به هدف روایت شدن و تاثیرگذار بودن تعریف شده‌اند.<br>ولی فرق سوم میان دو سریال که شاید مهم‌ترین تفاوتشان باشد، عنصر فناوری‌های دیجیتال است. بلک میرر با هر مقیاسی یک سریال علمی تخیلی است و در مقابل توایلایت زون با بسیاری از مقیاس‌ها یک سریال فانتزیِ خیال‌پردازانه بود که گاهی ناخنکی هم به ساینس‌فیکشن می‌زد. بلک میرر اما به مراتب زمینی‌تر است. تصور وقوع بسیاری از داستان‌ها در همین جهانِ خودمان چندان دشوار نیست و البته در عین حال، این زمینی بودن، دستِ سازندگان را نبسته که عجیب‌ترین و نامانوس‌ترین جهان‌ها را در چارچوب امکان‌پذیری‌های علمیِ کمابیش نزدیک به دورانِ ما بسازند.<br>اغلب بلک میرر را اینطور تقلیل درجه می‌دهند که سریالی در مورد خطرات تکنولوژی است. با این گزاره قویا مخالفم و در این مخالفت تنها هم نیستم. خود شخص چارلی بروکر که سریال را ساخته هم بارها تاکید کرده که در اینجا تکنولوژی «ویلن» نیست. آدم‌بده‌ی سریال انسان‌ها هستند، ولی نه انسان‌هایی که از تکنولوژی برای سرکوب دیگران استفاده می‌کنند و بعدش قاه‌قاه می‌خندند و گربه‌شان را نوازش می‌کنند، بلکه آن‌هایی که زندگی خودشان را با آن نابود می‌کنند. بروکر همچنین تاکید می‌کند که بلک میرر هرگز به دنبال پیام اخلاقی و شعار دادن نیست و شاید این یکی دیگر از تفاوت‌هایش با توایلایت زون باشد. در واقع هیچ یک از اپیزودها موضعی نسبت به جهانی که ساخته نمی‌گیرد، راه حلی ارائه نمی‌دهد یا هشداری نمی‌دهد. هر قسمت بلک میرر صرفا یک آینه است. آینه‌ی سیاهی از وضعیتی که احتمالا به سمتش پیش می‌رویم و البته تصمیم خوب یا بد بودن این وضعیت همیشه با خودمان است، چنانکه به عقیده‌ی خودم جهان تصویر شده در چهارمین اپیزود فصل سوم، یک اتوپیای تمام عیار است.<br></span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><span>تعبیر بروکر از وجه تسمیه سریال نیز جالب است:‌ اینکه بیننده سریال را در لپتاب یا تلویزیون یا تبلتش تماشا می‌کند و بعد از تمام شدن هر اپیزود، چهره‌ی مات و مبهوت خود را در آینه‌ی سیاهی که صفحه نمایش دستگاه باشد تماشا می‌کند. کلیدِ شناخت بلک میرر و دریافت اینکه آیا باید به سراغش بروید یا خیر نیز همین است: بهت، حیرت و ناآرامی در پایان، درست برعکس بسیاری از سریال‌های دیگر که نهایتا برای اطمینان خاطر دادن به بینندگانشان ساخته می‌شوند!<br><br></span></span></span></span></span><br><div><span><span><span><img src="https://3feed.ir/wp-content/uploads/black-mirror.jpg" /></span></span></span></div><br>منبع : <a href="https://3feed.ir/black-mirror/">https://3feed.ir/black-mirror/</a>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>AliM</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2527/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>سریال شرلوک Sherlock</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2526/</link>
                        <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 12:26:30 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[ماجرای سریال شرلوک Sherlockجان واتسون John Watson یک پزشک انگلیسی است که به‌تازگی(2010) با خاطرات ناخوشایند عذاب‌آور و یک پای آسیب‌دیده از مأموریت جنگ افغانستان به لندن بازگشته است. با مقرری...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span><span><span><span>ماجرای سریال شرلوک Sherlock</span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/13.jpg" /><br><br>جان واتسون <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Dr._Watson">John Watson</a> یک پزشک انگلیسی است که به‌تازگی(2010) با خاطرات ناخوشایند عذاب‌آور و یک پای آسیب‌دیده از مأموریت جنگ افغانستان به لندن بازگشته است. با مقرری ارتش نمی‌تواند خانه‌ی مناسبی برای خود اجاره کند، درنتیجه پیشنهاد هم‌دانشگاهی سابق خود را برای همخانه شدن با کسی که او را نمی‌شناسد را می‌پذیرد. مردی که جوانی‌اش رو به پایان است و به میان‌سالی پا گذاشته است و شرلوک هولمز Sherlock Holmes نام دارد. در اولین ملاقات، واتسون می‌فهمد که همخانه‌ی جدید وی انسانی عجیب‌وغریب اما با هوشی فوق‌العاده است که از روی جزئیات بی‌اهمیت می‌تواند اطلاعات مهمی را استخراج کند. همچنین به‌زودی درمی‌یابد که او مشاور پلیس لندن البته به شکلی منفور نیز هست که در حل پرونده‌های پیچیده‌ی جنایی به آن‌ها کمک می‌کند. چیزی نمی‌گذرد که در خانه‌ی جدیدشان شماره 221واقع در خیابان بیکر Baker، سربازرس پلیس، لستراد Lestrade برای کمک گرفتن در پیدا کردن یک قاتل سریالی که قربانی‌های خود را با قرص‌های سمی می‌کشد به خانه‌ی آن‌ها می‌آید. واتسون درخواست همکار شدن هولمز را قبول می‌کند و بدین ترتیب آن دو به قلمروی گشودن معماهای جنایی و خون‌آلود وارد می‌شوند. واتسون به پیشنهاد روان‌پزشکش برای رهایی از زخم‌های احساسی جنگی که در آن شرکت داشته شروع به نوشتن یک وبلاگ می‌کند که مهم‌ترین مطالبش در خصوص هولمز و ماجراهای مهیج او است. هولمز هر بار با نتیجه‌گیری از جزئیات او را شگفت‌زده کرده و درگیر شدن به ماجراهای مرموز باعث می‌شود تا درد جراحت‌های روحی و جسمی‌اش را فراموش کند. در اولین پرونده، هولمز با به‌کارگیری نیروهای ذهنی فوق‌العاده‌اش قاتل را یافته و واتسون نیز در این راه به او کمک می‌کند جایی که ظاهراً قاتل از میان رفته و پرونده بسته شده است، هولمز با نام مرد پشت پرده‌ی این جنایت که آن را طراحی کرده است آشنا می‌شود: جیم موریارتی Jim Moriarty.</span></span></span></span><br><span><span><span><span><br><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/16.jpg" /><br><br>با پشت سر نهادن این ماجرا رابطه‌ی میان واتسون و هولمز عمیق‌تر شده و شرلوکی که ظاهراً تابه‌حال هیچ دوستی نداشته است اکنون یک رفیق صمیمی پیدا می‌کند. مایکرافت Mycroft Holmes برادر شرلوک که دارای مقام امنیتی عالی‌رتبه در دولت انگلستان است علاوه بر اینکه توسط واتسون مواظب برادرش هولمز است که دوباره به دام اعتیاد نیفتد، از شرلوک برای خنثی کردن توطئه‌های در سطح ملی کمک می‌گیرد. ماجراها ادامه می‌یابد و شرلوک با کمک واتسون موفق می‌شود که رمز هر یک از ماجراهای مخاطره‌آمیز را گشوده و مسببان آن‌ها را به دست عدالت و یا سربازرس نه‌چندان باهوش پلیس "لستراد" بسپارد. اما همیشه سایه موریارتی همان شخص مرموز پشت پرده‌ای که ماجراهای تبهکاری را با هوش و مهارت بسیار طراحی می‌کند در اکثر وقایع دیده می‌شود. با ادامه یافتن ماجراها خطر برخورد شرلوک و موریارتی بیشتر شده و نهایتاً با یکدیگر به‌صورت مستقیم درگیر می‌شوند. موریارتی خود را از بین می‌برد و شرلوک را هم مجبور به این کار می‌کند. واتسون شاهد مرگ دوست و همکار خویش است غافل از اینکه این صحنه توسط هولمز شبیه‌سازی‌شده تا بتواند برای مدتی مرگ خود را قابل‌باور ساخته و به‌صورت مخفی زندگی کند.</span></span></span></span><br><span><span><span><span><br><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/15.jpg" /><br><br>2 سال از مرگ شرلوک می‌گذرد و برخی شواهد و اتفاقات در خارج از انگلستان نشان می‌دهد که او زنده است. بالاخره شرلوک توسط برادرش مایکرافت و برای خنثی کردن یک نقشه‌ی تروریستی به لندن فراخوانده می‌شود. هولمز بازگشته و خود را به واتسون و تازه نامزدش مری Mary Morstan نشان می‌دهد. هولمز در مراسم ازدواج آن‌ها موفق به جلوگیری از یک قتل برنامه‌ریزی‌شده نیز می‌شود. یک مشتری از هولمز درخواست می‌کند که او را در یک قضیه‌ی باج‌خواهی توسط شخص مرموز و بانفوذی به نام مگنوسن Magnussen کمک کند. با درگیر شده هولمز و واتسون در این ماجرا، شرلوک متوجه می‌شود که مری دارای هویت دیگری نیز می‌باشد که مگنوسن قصد اخاذی از وی را نیز دارد. هولمز بدون اینکه واتسون از ماجرا بویی ببرد، مری را از این مهلکه نجات داده و سرانجام موفق می‌شود مگنوسن را از بین ببرد اما مشامش بوی حضور موریارتی را در این نزدیکی‌ها حس می‌کند. یک ماجرای قتل به موضوع مری و گذشته‌اش کشیده می‌شود. هولمز متوجه می‌شود که مری سابقاً عضو یک گروه جاسوس دولتی بوده که پروژه‌های را برای دولت انگلستان انجام می‌داده‌اند. پس از متلاشی و مردن برخی از اعضای گروه، سرکرده‌ی آن‌ها به تصور اینکه مری آن‌ها را لو داده است کمر به قتل وی بسته و در یک درگیری مری کشته می‌شود. جان واتسون که اکنون یک فرزند کوچک از مری دارد، سرخورده و غمگین هولمز را مقصر مرگ همسرش دانسته و از او دوری می‌کند. هولمز طبق وصیت مری باید از جان مواظبت کند و در یک نقشه‌ی حساب‌شده و با وارد شدن به یک ماجرای قتل‌های سریالی علاوه بر دستگیر کردن عامل ماجرا واتسون را دوباره با خود آشتی داده و به زندگی قبلی‌اش بازمی‌گرداند و ماجراها ادامه دارد.</span></span></span></span><br><span><span><span><span><br><span>شرلوک هولمز و کانن دویل</span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/18.jpg" /><br><br>شرلوک هولمز معروف‌ترین کارآگاه خصوصی دنیا است که وجود خارجی ندارد. او عاشقان بسیاری در سراسر جهان دارد، عاشقانی که مرده‌اند، حاضرند و هنوز به دنیا نیامده‌اند. وقتی‌که این‌همه عشق به چیزی ورزیده شود طبیعی است که به دنبالش تعصب هم اضافه خواهد شد. بسیاری او را از خواندن قصه‌های کوتاهی که آرتور کانن دویل Arthur Conan Doyle نوشته است می‌شناسند و خیلی بیشتر از دسته‌ی اول او را برای نخستین بار در درون فیلم و سریال‌های ساخته‌شده بر اساس این قصه‌ها دیده‌اند. اینکه چرا هولمز این‌قدر مشهور است را ابتدا باید در شیوه نگارش این داستان‌ها شامل ادبیات و تشریح نابغه گونه‌ی آلوده به زیرکی خالقش جستجو کرد. در ادامه‌ی برشمردن دلایل، شخصیت انحصاری خود هولمز می‌باشد با آن خصوصیاتی که دویل به آن بخشیده است. نسبت کانن دویل به هولمز مثل انسان است به ماشین‌حساب. درست است که آدمی مخترع ماشین‌حساب است اما توانایی مخلوق در محاسبه‌ی اعداد از خالقش فراتر می‌رود و این رازی است در محبوبیت این کارآگاه افسانه‌ای. هولمز در مشاهده، استقراء، استدلال، استنباط و استنتاج از دویل پیشی می‌گیرد درحالی‌که خود دویل در واقعیت خودش واجد همگی آن‌ها نیست اما مجموعه‌ی تخیلش در داستان و اثر قلمش بر کاغذ، ناخودآگاه عموماً حاوی مراتبی از این واژگان است که شاید خود نویسنده هم انتظار این برآیند دهی را نمی‌داشته است و آن ناشی از استعداد ذاتی او در جنایی‌نویسی باشد. اولین قلابی که به دهان خواننده گیرکرده و هرگز او را رها نمی‌کند اسکن تیزبینانه‌ی سریع هولمز از ظاهر آدم‌ها و آشکار ساختن اطلاعات درست بر اساس این جزئیات نهان/آشکار است هرچند که بیشتر آن‌ها به سرنخی برای حل مشکل، منتهی نشده و صرفاً برای واضح کردن هوشیاری خارق‌العاده هولمز آورده می‌شود. این شیرین‌ترین بخش مشترک در تمام قصه‌هایی که هولمز در آن‌ها به جنگ جانیان پنهان‌شده در فضای مه‌آلود لندن می‌رود است. غیرعادی بودن پرسوناژ هولمز نیز در محبوبیتش بی‌تأثیر نیست. رفتار عجیب، خلق‌وخوی غیرقابل‌پیش‌بینی، ظاهر ساده و باطنی متمایل به اشرافی گری، دوری جستن از آدم‌ها در او دیده می‌شود اما بیش از همه غرور وی است که دوست‌داشتنی‌اش می‌کند. او می‌داند که با بقیه تفاوت دارد و از به رخ کشیدن آن نیز ابایی ندارد. اما غیرعادی بودن هولمز به اینجا پایان نمی‌گیرد، او علی‌رغم هوش ویژه‌اش ترسو نیست (آدم‌های باهوش معمولاً زیاد می‌ترسند) و شاید علت‌های دیگری را برای این مقدار از معروفیت نیز بتوان پیدا کرد. هولمز اطلاعات وسیعی دارد اما همواره مکانیزم های ترکیبی، اصلاحی و جایگشتی برای این اطلاعات در مغزش فعال بوده و او را تا مرز دانایی رهنمون می‌کند. به همین دلیل شاید بخواهید که او را یک متفکر حتی از نوع انتزاعی‌اش خطاب کنید. اما سرانجام، اگرچه بیشتر مردم از آدم‌های باهوش‌تر از خود خوششان نمی‌آید اما با قبول اینکه هولمز فاصله‌ی زیادی با آنان داشته او را رقیبی برای خود محسوب نکرده، به وی علاقه‌مند شده و او را تحسین می‌کنند. این علاقه‌مندان کم‌کم بر روی هولمز حساس شده و توقع دارند تا آثار تصویری برگرفته از داستان‌های وی در مقام و منزلت این شخصیت حیرت‌انگیز باشند. جهانیان پیش‌تر با یکی از بهترین سریال‌هایی که در این خصوص ساخته شده است آشنا شده‌اند. اثری با بازی جرمی برت Jeremy Brett که سال‌ها پیش هم برای اولین بار از شبکه دوم تلویزیون ایران، در سه‌شنبه‌شب‌ها پخش می‌شد. سازگاری فیزیکی و مکانیک اندام آقای برت با مشخصات این کارآگاه مشهور و البته بازی بدیع ایشان و همچنین کار خوب تیم فیلم‌سازی باعث شده که به تعداد طرفداران این سری از داستان‌ها شدیداً اضافه شود. شبکه BBC در سال 2010 تلاشی محتاطانه و البته جاه طلبانه را برای خلق یک سریال الهام گرفته از اثر آرتور کانن دویل انجام داد که تا 2017 نیز امتداد یافته است. آنچه در ادامه می‌آید نقد کوتاهی است بر این سریال. عاشقان هولمز متوجه باشند که آنچه مطرح خواهد شد مطلقاً مربوط به این اثر تصویری است و آن دسته علاقه‌مندان این سریال خاص که از سخنان سخت در مورد آن آزرده‌خاطر می‌شوند از خواندن آن بر حذر.</span></span></span></span><br><br><span><span><span><span><span>نقد و بررسی سریال شرلوک Sherlock</span></span></span></span></span><br><span><span><span><span><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/1.jpg" /><br><br>برای من که عاشق شرلوک هولمز بودم خبر پخش یک سری تلویزیونی تازه با این عنوان و الهام گرفته از شخصیت و ماجراهای وی آن‌هم از یک شبکه‌ی باتجربه (BBC) که خوب می‌داند این‌گونه آثار را چگونه از تنور درآورد مانند جرعه آبی در بیابان بود. وقتی اولین قسمت فصل اول را دیدم بی‌درنگ در دو مورد شگفت‌زده شدم. اولینِ آن، دیدن احمقانه‌ترین انتخاب بازیگر در یک اثر تصویری در طول عمر فیلم دیدنم بود. به‌غیراز بندیکت کامبربچ <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Benedict_Cumberbatch">Benedict Cumberbatch</a> که بی‌شک در حال حاضر تنهاترین مرد شایسته به لحاظ ترکیب صورت، استخوان‌بندی جمجمه و قد و قامت برای فرورفتن در نقش این کارآگاه مافوق باهوش در عصر حاضر است گزینش مابقی نقش‌آفرینان این سریال به‌مانند ریختن روغن‌سوخته‌ی موتور بر روی ماه شب چهارده می‌مانست. حتی با این انتخاب‌ها می‌شد صدای لرزیدن استخوان‌های کانن دویل را از زیر خروارها خاک شنید. البته نکته‌ی مهمی که اینجا باید طرح شود این است که نقاط ضعف این سریال را نباید به بهانه‌ی مدرن بودن آن توجیه کنیم. وقتی خورشید شرلوک هولمز در وسط می‌درخشد باید هر جِرمی که در مدار جاذبه‌اش می‌چرخد شمه‌ای از هوشیاری بالاتر از حد متوسط را داشته باشند وگرنه به داخل خورشید کشیده شده و محو می گردد. مارتین فریمن <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Martin_Freeman">Martin Freeman</a> هنرپیشه‌ی دل‌نشین و بسیار خوبی است اگرچه بازی‌اش همانند بقیه در این سریال تحت راهنمایی‌های نه‌چندان حرفه‌ای چنگی به دل نمی‌زد، ولی کجای این شخص به دکتر جان واتسون، پزشک بازگشته از جنگ افغانستان و یا یک نویسنده می‌آید. در نوشته‌های دویل واتسون کاراکتری است که پیوسته هولمز را همراهی کرده، مانند یک جنتلمن رفتار می‌کند، منظم است و در تضاد با هولمز که عجیب‌وغریب می‌نماید، کاملاً عادی رفتار می‌کند. او روایت گر ماجراجوئی‌های هولمز است. اگرچه چندان باهوش نیست خصوصاً وقتی‌که کنار هولمز ایستاده اما خنگ هم محسوب نمی‌شود. او نه تکمیل‌کننده، نه برجسته کننده و نه پوشاننده‌ی هولمز است. در حقیقت او دستیار و واسط درک کنندگی هولمز توسط خواننده یا بیننده است. اما شخصیت واتسون در سریال جدید شرلوک مانند تکه پارچه ایست که از زیر شلوار شرلوک به بیرون زده و بر روی زمین کشیده می‌شود، مارتین فریمن شخصاً خیلی تلاش می‌کند که همزمان واتسونِ خودش و کانن دویل باشد اما نیروی او برای خنثی کردن دیالوگ‌هایی که برایش نوشته‌اند، شیوه‌ای که هدایتش می‌کنند و پرسوناژی که برایش تعریف کرده‌اند، اندک بوده و راه به‌جایی نمی‌برد. اونا استابز <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Una_Stubbs">Una Stubbs</a> به‌جای خانم هادسون صاحب‌خانه، مارک گاتیز <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Mark_Gatiss">Mark Gatiss</a> در قالب مایکرافت، برادر شرلوک ، آماندا آبینگتون <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Amanda_Abbington">Amanda Abbington</a> در نقش مری، همسر دکتر واتسون و روبرت گریوز <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Rupert_Graves">Rupert Graves</a> در هیبت لسترادِ سربازرس همگی مسخره به نظر می‌آیند و هیچ‌یک نمی‌توانند انتظار بیننده‌ی هولمز آشنا را برآورده کند. اما هنوز به مأیوس‌کننده‌ترین این بخش نرسیده‌ایم و همانطوریکه حدس زده‌اید آن اندرو اسکات <a href="https://filmamkon.ir/Andrew%20Scott">Andrew Scott</a> در نقش موریارتی است. وقتی برای اولین بار در لباس این شخصیت بر صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شد چشمانم سیاهی رفت و مجبور شدم چند تا لورازپام را باهم ببلعم تا بتوانم فردا خودم را زنده به سر کارم برسانم. آخر از این ریغو تر، خنده‌دارتر، حقیرتر پیدا نمی‌شد که به‌جای پروفسور موریارتی، این جنایتکار باکلاس و سرسلسله جنبان تبهکاران بگذارند. موریارتی اگرچه شخصیت شریری بود و سزاوار مکافاتی بسیار اما گمان نمی‌کنم که دیگر مستحق این بلایی بود که سازندگان این سریال بر سرش آوردند. فکر کنم آتش این گلچین کردن‌ها همه از گور گاتیس بلند می‌شود. هموئی که علی رغم نظر نویسندۀ اصلی وقیحانه خود را با آن قیافه ابلهانه در نقش مایکرافت برادر شرلوک از همان دقایق ابتدایی و تا به آخر، به سریال تحمیل می‌کند و حضور چندش‌آورش تمام سریال را متعفن کرده بود. صحیح تر این بود که نام سریال را "مایکرافت" می گذاشتند. به‌هرحال اجازه دهید این بحث غم‌انگیز را تمام کنیم و خیلی کوتاه به شگفتی دوم اشاره کنیم که این برگزیدن‌های حیرت‌آور از زیرکی انگلیسی‌ها خیلی بعید بود. این هم اضافه کنم که تیم گریمور سریال فقط به کمی کرم پودر زدن به سروصورت هنرپیشه‌ها بسنده کرده بود، چراکه آن‌ها نیز پی برده بودن با سرخاب و سفیداب مالیدن بر این چهرهای پر از اِرور، قادر نخواهند بود تا که مخمل هوش را بر آن پینه کنند.</span></span></span></span><br><br><br><span><span><span><span><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/4.jpg" /><br><br>کانن دویل آن‌قدر زیرک بود تا پس از نگارش چند داستان طولانی درباره‌ی موجود عجیبی که خلق کرده بود متوجه شود که سرهم کردن و کش دادن رخدادها و شخصیت‌هایی معادل هولمز بسیار دشوار است، ازاین‌رو آن‌ها را کوتاه کرد. نقطه‌ی قوت داستان‌های وی شخصیت هولمز است و مابقی برای آن خلق شده است تا او و قدرت ذهنی‌اش را به رخ بکشند اما کنترل هولمز در متن‌های طولانی برایش سخت به نظر می‌رسید. با طویل شدن قصه‌ها، دویل برای پرهیز از یکنواختی مجبور بود که حاشیه‌های بسیار خلق کند که با هدف و شاید توانش فاصله داشت. این چیزی است که دویل فهمید اما مارک گاتیز و استیون موفات <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Steven_Moffat">Steven Moffat</a> خالقان این سریال آن را متوجه نشدند. آن‌ها زمان هر قسمت از سریال را تا حد یک فیلم سینمایی منبسط کرده‌اند و طبیعتاً چون آن‌قدر خلاقیت ندارند که تمام این دقایق را به موضوع هوش غیرطبیعی و فعالیت‌های مغزی هولمز یا همتای آن بپردازند (در این صورت هم قد کانن دویل می‌شدند) پس مجبور هستند تا ماجراهای فرعی‌ای را خلق کنند که به‌هیچ‌عنوان همسنگ وجود این شخصیت ویژه نیست که این بر پیکر این اثر پرطرفدار ضربه‌ی کاری وارد کرده است. نیازی به آوردن مثال شاید نباشد اما ماجرای همسر واتسون، مری و زندگی گذشته‌اش یکی از آن‌ها است. تصدیق می‌کنید که این ماجرای مری تکاور چقدر بی‌مزه و از سر استیصال نوشته شده بود. همین‌طور شیب نزولی شاخص‌ترین استعداد هولمز یعنی مشاهده و استخراج اطلاعات از ظاهر اشخاص از اولین قسمت تا واپسین آن‌ها نیز بر دور شدن سریال از شخصیت بر پایه هوشمندی هولمز دلالت می‌کند تا آنجا که شرلوک گویای اسرار به تله گذاری برای مجرم کوچولویی که فقط با حرف زدن گنده‌اش کرده‌اند، تغییر می‌یابد. قصد خالقان سریال برای اینکه نشان دهند از کانن دویل و سیستم فکری‌اش مستقل هستند آن‌ها را به هپروت رقابت با او کشانیده است و چه سرخوشانه از واردکردن هر بنجلی به معرکه‌شان دریغ نمی‌ورزند.</span></span></span></span><br><span><span><span><span><br><img src="https://filmamkon.ir/images/series/2016/desember/sherlock/8.jpg" /><br><br>مدرنیزاسیون قصه‌ی هولمز و شکستن فضای سنتی برای کسی که در عصر حاضر سراغ ساخت آن برود اجتناب‌ناپذیر است اما پیدا کردن تیمی که بتواند از جزئیات، شگفتی به‌روز شده بیرون بکشد و آن را با عناصری که عصر ما را دگرگون کرده‌اند رنگ‌آمیزی کند کار دشواری است. نمی‌توان سروته مدرنیزاسیون را تنها با فرستادن مداوم پیام‌های متنی با گوشی‌های پرتابل دستی هم آورد. ما هم معتقدیم که خلاقیت هنری تابع هیچ قانونی نیست اما اگر سینما را فقط سرگرمی ندانسته و آن را مؤلفه‌ای از فرهنگ بدانیم آنچه دیدیم زخمی بر بلندآوازه‌ترین اثر فرهنگی در حوزه‌ی ادبیات جنایی است نه یک خلاقیت مجدد. درست است که نقد حاضر برای هدایت اثر به‌سوی تکامل نگاشته نشده و آن را بی‌رحمانه به باد انتقاد گرفته است اما سطور بالا را باید حکایت برآشفتگی و رنجیدگی عمیق نویسنده از تنزل این قصه‌ی بی‌همتا دانست. نهایتاً از مترقی خواهی در این اثر چیزی مشاهده نشد و اگر به‌زعم برخی این سریال تلویزیونی آبرویی برای خود خریده و هواخواهی جمع کرده است بی‌گمان این اعتبار از نام یک کارآگاه مشهور خیالی گرفته شده است که یک‌صد سال پیش در کوچه‌پس‌کوچه‌های نمور و مه‌گرفته‌ی لندن به دنبال نشانی از شروران حیله‌گر خَف کرده در تاریکی و جنایتکاران اهریمن‌صفت می‌گشت تا آنان را در تارهایی از جنس نبوغ خود گرفتار کند.<br><br>منبع : <a href="https://filmamkon.ir/content/most-popular/series/2016/sherlock">https://filmamkon.ir/content/most-popular/series/2016/sherlock</a></span></span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>AliM</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2526/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال Alias</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2525/</link>
                        <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 12:04:32 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[Alias یک سریال تلوزیونی اکشن امریکایی است که توسط جی جی آبرامز ساخته شده است و از شبکه تلوزیونی ABC امریکا در ۵ فصل و در سال های۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ پخش شده است.این سریال در 30 سپتامبر 2001 با نویسن...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><span><span><span><span><span>Alias</span> یک سریال تلوزیونی اکشن امریکایی است که توسط جی جی آبرامز ساخته شده است و از شبکه تلوزیونی ABC امریکا در ۵ فصل و در سال های۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ پخش شده است.<br></span></span></span></span><br><span><span><span><span>این سریال در 30 سپتامبر 2001 با نویسندگی Jesse Alexander آغاز شد و دو سال بعد Josh Appelbaum به همراه " جسی الکساندر " کار نگارش را ادامه دادند. جنیفر گارنر ایفاگر نقش "سیدنی بریستو " نقش اول این سریال می باشد.<br><br><br></span></span><span><span><span>خلاصه داستان سریال Alias :</span></span></span><br><span><span>داستان درباره‌ ی ماموری است که فکر می‌کند دارد برای CIA کار می‌کند ، اما در واقع دارد برای سازمانی ضد CIA فعالیت می‌کند و پس از کشف این موضوع تبدیل به یک مامور نفوذی CIA در آن سازمان می‌شود. داستان از آنجایی جذابیت دارد که این مامور با نام سیدنی بریستو (با بازی جنیفر گارنر) باید شغلش را از اطرافیانش پنهان کند.<br>ممکن است او در یک روز از امریکا به برزیل برود، ماموریتی انجام دهد و برگردد، اما هیچ‌کس از اطرافیانش نباید این موضوع را بفهمد. چنانچه کسی از ماموریت‌ها و شغل او آگاه شود، محکوم به مرگ است.<br>دنیای سازمان‌هایی مانند CIA و سازمان ضدآن در این داستان یعنی SD-6 دنیای پیچیده و در عین حال جذابی است. اما Alias تنها نمایانگر درون این سازمان‌ها نیست، بلکه ماموریت‌های سیدنی بریستو را در کشورهای مختلف دنیا را نیز نشان می‌دهد که باید در زمانی اندک با نهایت دقت انجام شوند. از طرفی، سیدنی باید CIA را هم در جریان این ماموریت‌هایش برای SD-6 قرار دهد.<br></span></span><br><span><span>نکته‌ی جالب دیگر این که پدر سیدنی نیز تقریبا ماموریتی مشابه او دارد. یک ماموریت دوطرفه، هم برای SD-6 و هم برای CIA سیدنی نمی‌تواند از شغلش استعفا بدهد ، چون به علت آگاهی از اسرار SD-6، باید کشته شود تا اطلاعات همچنان سری باقی بماند. از طرفی نمی‌خواهد علیه امنیت ملی ماموریت‌هایی انجام دهد، بنابراین با CIA همکاری می‌کند تا در عین انجام ماموریت‌های SD-6، سازمان CIA را نیز در از بین بردن SD-6 کمک کند.<br></span></span><br><span><span>بخش عمده ای از داستان این سریال جستجو و بازیابی اختراعات "میلو رمبالدی" است. رمبالدی دانشمندی است که در دوران رنسانس زندگی میکرده و شباهتهای بسیاری به لئوناردو داوینچی و نوستراداموس دارد. استفاده از این طرح و همچنین استفاده از برخی جلوه های ویژه در سریال الیاس باعث شده این سریال به سمت ژانر علمی تخیلی سوق پیدا کند.</span></span><br><div><span><strong><img src="http://picoup.ir/images/43892424787068568715.jpg" /></strong></span></div><br></span></span></div><br><br>منبع : <a href="https://tvworld.info/showthread.php?t=42195">https://tvworld.info/showthread.php?t=42195</a>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>AliM</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2525/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال Money Heist</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2524/</link>
                        <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 11:39:37 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سریال سرقت پول (Money Heist) یکی از سریال های محبوب تولید شده در اسپانیا در سال 2017 بود. سریالی که پتانسیل بالایی برای جلب نظر مخاطب جهانی داشت و به همین دلیل هم بود که نتفلیکس پس از ساخته ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><span><span><span><span> <img src="https://moviemag.ir/images/pics/62/News/1/1/57/la-casa-de-papel000.jpg" /></span></span></span></span></div><span><span><span><span><span>سریال سرقت پول (Money Heist) یکی از سریال های محبوب تولید شده در اسپانیا در سال 2017 بود. سریالی که پتانسیل بالایی برای جلب نظر مخاطب جهانی داشت و به همین دلیل هم بود که نتفلیکس پس از ساخته شدن 3 فصل از این سریال، پخش جهانی آن را برعهده گرفت و توانست فصل های بعدی آن را به پرطرفدارترین سریال غیر انگلیسی زبان این شبکه تبدیل کند. لازم به ذکر است که برگردان نام انگلیسی این سریال تفاوت زیادی با نسخه اصلی دارد. نام اصلی سریال در زبان اسپانیایی، « La casa de papel » به معنای « خانه کاغذی » است که در انتشار نسخه جهانی با نام « سرقت پول » عرضه شده است.</span></span></span></span></span><span><span><span><span><span>خلاصه داستان سریال شاید بی اهمیت ترین بخش ممکن باشد چراکه با گذشت مدت زمان کمی متوجه خواهید شد که ماجرای ابتدایی سریال فاصله زیادی با پیش زمینه ذهنی شما دارد. داستان سریال درباره گروهی از افراد است که تحت سرپرستی فردی که او را با نام " پروفسور " می شناسیم، قصد یک سرقت بزرگ را دارند و احتمالاً می دانید که این قضیه قرار نیست درست پیش برود و مشکلاتی بوجود می آید. در نگاه اول، « Money Heist » داستانی شبیه به سریال های پلیسی دارد که تقابل خیر و شر در آن مطرح می شود. اما هدف سازندگان سریال چیزی بیش از این اشارات است که بارها نمونه آن را در فیلمها و سریالهای دیگر شاهد بوده ایم.</span></span></span></span></span><div><span><span><span><span><img src="https://moviemag.ir/images/pics/62/News/1/1/57/la-casa-de-papel00.jpg" /></span></span></span></span></div><span><span><span><span><span>در فیلمنامه « La casa de papel » تلاش زیادی صورت گرفته تا شخصیت های سریال به چالش کشیده شوند و عواطف و اقدامات و تصمیمات شان از لحاظ روانشناسی مورد بررسی قرار بگیرد. شخصیت هایی که هیچکدام از آنها علی رغم ظاهرا ابتدایی شان که نشان از تمرین و آماده شدن برای قرار گرفتن در موقعیت دارد، در لحظات گوناگون، تصمیمات دیگری می گیرند که تبعات مختلفی به همراه دارد. نکته ستایش برانگیز در خصوص سریال اینجاست که در شخصیت پردازی ها، هیچکدام از آدمها به عنوان شخصیت خوب یا بد معرفی نمی شوند. اهمیتی ندارد که آنها پلیس باشند یا خلافکار، بلکه تقابل آنها با یکدیگر و موقعیتی که در آن قرار گرفته اند باعث می شود تصمیمات گاهاً خاص و عجیبی اتخاذ نمایند که باعث ایجاد حس همدردی برای مخاطب درباره شخصیت های هر دو گروه خلافکار و پلیس در سریال می شود.</span></span></span></span></span><span><span><span><span><span>یکی از بهترین ویژگی هایی که باعث موفقیت سریال در سطح جهانی شده، هوشمندی سریال در بررسی حالات مختلف رفتار انسان و بررسی آن است. سریال « Money Heist» به گروه خلافکاران و پلیس ها به یک اندازه توجه نشان داده به طوریکه تقابل این دو کمتر به جدالی برای نشان دادن بدی و خوبی تبدیل شده است. این ویژگی باعث شده فیلمنامه سریال « Money Heist» یک منبع غنی از اتفاقات گوناگون باشد که در هر اپیزود به میزان کافی به آن پرداخته می شود و کمتر مجالی به بیننده برای توجه نکردن به سریال می دهد.</span></span></span></span></span><div><span><span><span><span><img src="https://moviemag.ir/images/pics/62/News/1/1/57/recensieoverzicht-derde-r00.jpg" /></span></span></span></span></div><span><span><span><span><span>علی رغم نکات مثبت بسیاری که درباره این سریال اسپانیایی وجود دارد، اما ایراداتی هم وجود دارد که گاهی به چشم می آیند از جمله اینکه فرمول جذابِ بکار گرفته شده توسط سازندگان برای روایت داستانشان، گاهی به اضافه گویی منجر شده و به چالشی مصنوعی تبدیل می شود که از مسیر منطقی خود خارج می شود تا صرفاً هیجان و تعلیق برای مخاطب ایجاد نماید. برخی از خرده روایت ها کشش لازم برای پرداخته شدن در سریال را ندارند و نمی توانند در سطح دیگر ماجراهای مطرح شده در طول داستان باشند. به این ضعف ها می توان برخی سهل انگاری ها در پیشبرد داستان را نیز اضافه کرد که علی رغم هوشمندی سازندگان در توجه به جزئیات سریال، از دید آنها پنهان مانده است.</span></span></span></span></span><span><span><span><span><span>با اینحال تمام این موارد باعث نمی شوند که بتوانیم از سرقت پول (Money Heist) به عنوان سریالی جذاب یاد نکنیم. این سریال همین حالا نیز به محبوب ترین سریال غیر انگلیسی زبان نتفلیکس تبدیل شده و میزان بالای رضات مخاطبین از پخش این سریال که منجر به ساخت فصل پنجم سریال تا زمان نوشتن این مقاله نیز شده، نشان می دهد که « Money Heist» توانسته سریال کاملاً موفق باشد. « سرقت پول » در حال حاضر یکی از سرگرم کننده ترین سریالهای نتفلیکس محسوب می شود که علی رغم افت و خیز، می توان آن را با لذت دید و به دیگران هم پیشنهاد کرد.<br><br></span></span></span></span></span><span><span><span><span><span>منبع : <a href="https://moviemag.ir/cinema/movie-reviews/serial/26178-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D9%82%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D9%84-money-heist">https://moviemag.ir/cinema/movie-reviews/serial/26178-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D9%82%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D9%84-money-heist</a></span></span></span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>AliM</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2524/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>نقد و معرفی سریال shadowhunters</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2418/</link>
                        <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 08:10:21 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[به رسیم به سریال shadowhuntersخب٬ مثل خیلی از سریال های دیگه این مجموعه تلویزیونی هم از روی سری کتاب شش جلدی به نام the mortal instruments ساخته شده و بعد از شکست فیلم سینمایی که از این کتاب...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span>به رسیم به سریال shadowhunters<br>خب٬ مثل خیلی از سریال های دیگه این مجموعه تلویزیونی هم از روی سری کتاب شش جلدی به نام the mortal instruments ساخته شده و بعد از شکست فیلم سینمایی که از این کتاب ساخته شد کسی فکرش رو نمی کرد این سریال هم موفق بشه ولی سریال تونست تا فصل سه هم پیش بره. ساکنین داستان سه دسته هستند: انسان ها٬ موجودات جهان زیرین و شکارچیان سایه یا همون shadoehunters.<br>داستان راجع به دختری هست که از دنیای انسان ها پا به دنیای شیاطین و شکارچیان سایه می زاره و همه ی دردسر هاش هم از جایی شروع میشه که چیز هایی رو می بینه که قبلا نمی تونسته ببینتشون. <br>موضوع داستان موضوع جالب و جذابی هست مخصوصا که نویسنده همه ی موجودات ماورایی رو درگیر داستان کرده و برای افرادی که توی افسانه ها بهشون کاهن می گفتند و خیلی روشون مانور نمی دادن یک هویت جدید با مشغله های طبیعی در دنیای خودشون ساخته. شخصیت منفی داستان که از قضا پدر شخصیت اول هم هست٬ یکی از شکارچیان افراطیه که معتقده هر موجود دنیای زیرین به علت داشتن خون شیطان بالاخره یک چشمه ی بدی نهفته داره و برای همین می خواد همشون رو از بین ببره ولی نکته جالب داستان تکک بعدی نبودنشه. طوریکه همه خوب یا همه بد نیستد و با خوندن داستان(سریال خیلی رو این نکته مانور نداده) می تونین علت کار های هر کس رو درک کنین. نمی خوام اسپویل شه پس فقط می گم که تعداد شخصیت های منفی یکی دو تا نیست.<br>به کسایی که سریال رو ندیدن پیشنهاد می کنم اول کتاب رو بخونن و یا همزمان با کتاب پیش برن چون کارگردان مثل همیشه کتاب رو اونقدر دستکاری کرده که خود نویسنده هم اعتراض زده. در مورد کیفیت سریال هم باید بگم شاید با دیدن فیلم های مارول کمی از کیفیت فصل اول مایوس بشید ولی گرافیک فصل دوم عالیه. <br>بازیگران این مجموعه هم اکثرا شناخته نشده بودند که خب٬ این مجموعه باعث شد بعضیاشون بعد از سریال کلی قرار داد سینمایی ببندن و کلا بازی خوبی داره.<br>امیدوارم از خوندن کتاب و دیدن سریالش لذت ببرین:)<br></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>z.p.a.s</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2418/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال پیکی بیلایندرز</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2325/</link>
                        <pubDate>Sun, 03 Feb 2019 19:53:12 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[:)/storage/emulated/0/Androiسریال درام و جنایی انگلیسی محصول شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی است. استیون نایت کارگردانی آن را به عهده دارد. داستان حول محور کیلین مورفی در نقش تامی شلبی است. او رهبر ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[:)<br><br>/storage/emulated/0/Androi<img src="http://uupload.ir/files/41cb_635178.jpg" /><br>سریال درام و جنایی انگلیسی محصول شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی است. استیون نایت کارگردانی آن را به عهده دارد. داستان حول محور کیلین مورفی در نقش تامی شلبی است. او رهبر یک گروه خرابکار است و سم نیل در نقش یک کاراگاه قصد دارد آن‌ها را نابود کند<br><br>بازیگران<br>کیلین مورفی<br>سام نیل<br>آدرین برودی<br>هلن مک‌کوری<br>پل اندرسون<br>ایو گلدبرگ<br>آنابل والیس<br>تام هاردی<br><br>در سال ۱۹۱۹ و بعد از جنگ جهانی اول، پیکی بلایندرز یک گروه خانوادگی مستقر در بیرمنگام انگلستان است. داستان بر روی گروه رومانیایی پیکی بلایندرز و بلندپروازی‌ها و رئیسشان، تامی شلبی (با بازی کیلین مورفی) متمرکز است. کارآگاه ویژه چستر کمپل (با بازی سم نیل) به دستور نیروی شهربانی سلطنتی از بلفست به بیرمنگام فرستاده می‌شود تا شهر را از وجود ارتش جمهوری خواه ایرلند، کمونیست ها، گروه‌های خرابکار و جنایتکاران پاک کند. در این مسیر وجود پیکی بلایندرز نظرش را جلب می‌کند. وینستون چرچیل (با بازی اندی نیمن در فصل۱ و ریچارد مک کیب در فصل۲)، کمپل را مامور رسیدگی به اغتشاشات بیرمنگام و بازیابی مهمات جنگی می‌کند که قرار بود به لیبی منتقل شود.<br><br>فصل دوم، دو سال بعد را نشان می‌دهد. خانواده شلبی تشکیلات جنایی خود را در جنوب و شمال لندن گسترش می دهند و هم چنان بیرمنگام دژ اصلی آنهاست.<br><br>از نظر شخصی خودم صحنه پردازی فیلم واقعا ضعیفه ولی خوب از نظر بازی بازیگران مخصوصا بازی عالی کيلين مورفی که توماس رو یه شخصیتی کاريزماتيک و با اعتماد به نفس بالا بازی میکنی واقعا جذابه این فیلم رو شدیدا توصیه میکنم با خانواده یا کسایی که باهاش رودربايسي دارید نبينيد چون تو بیشتر صحنه های فیلم. یا در حال خوردن مشروب هستن یا در حال سیگار کشیدن هست فیلم حاوی صحنه های +18 هست .<br>در ضمن این اولین تايپيک بود اگه دوستان علاقه داشتن بازم ادامه میدم<br>لینک دانلود رو هم با یه سرچ ساده می تونید بدست بياريد]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>yesesy</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2325/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>سریال فرینج</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2294/</link>
                        <pubDate>Sat, 12 Jan 2019 11:54:46 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[اولیویا دانم (به بازیگری آنا تورو) یک افسر پلیس فدرال آمریکا در بوستون است. شعبه اف بی آی این شهر بخشی نیمه‌سری دارد بنام ادارهٔ فرینج(Fringe Division)، که در آن مأمورانی موظفند معماهای جنای...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><img src="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/16543d1345572301-fringe-season-5.jpg" /><br><em>اولیویا دانم</em> (به بازیگری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%88">آنا تورو</a>) یک افسر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7">پلیس فدرال آمریکا</a> در <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86">بوستون</a> است. شعبه اف بی آی این شهر بخشی نیمه‌سری دارد بنام <em>ادارهٔ فرینج</em>(Fringe Division)، که در آن مأمورانی موظفند معماهای جنایی غیرمتعارفی مربوط به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1%DB%8C">دگرپیکری</a> و مسائل <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C">خودآگاهی</a> و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C">دورآگاهی</a> و دیگر مسائل غیرعادی را حل کنند.</span><br><span>دانم به کمک یک نابغه علمی بازنشسته از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF">دانشگاه هاروارد</a> بنام <em>پروفسور والتر بیشاپ</em> (به بازیگری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84">جان نوبل</a>) که از اختلالات روانی رنج می‌برد (و لذا چندین سال در حبس بوده‌است)، و نیز پسرش پیتر بیشاپ (به بازیگری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%A7_%D8%AC%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86">جاشوا جکسون</a>) که در <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82">جنگ عراق</a> یک پیمان‌کار خصوصی بوده‌است، کمک می‌گیرد و سعی در حل جنایت‌هایی دارد که دارای ویژگی‌های <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C">فراطبیعی</a> بوده و از نظر علمی به «علوم حاشیه» معروف هستند.</span><br><span>اما یک ویژگی مرموزی تمام (و در واقع هر یک از ماجراهای داستان) در هر ماجرا را به هم مربوط می‌کند. دانم این ویژگی را pattern (طرح) نامیده، و به دنبال کشف این راز عجیب است. <em>ویلیام بل</em> (بازیگری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%88%DB%8C">لئونارد نیموی</a> از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%B6%D8%A7">پیشتازان فضا</a>) در انتهای فصل اول و دوم سریال در این ماجرا نقش آفرینی می‌کند. او رئیس و پایه‌گذار شرکت <em>مَسیو داینامیکز</em> (Massive Dynamics) است که در پشت بسیاری از اتفاقات فراطبیعی قرار دارد.</span><br><span>رفته رفته الیویا متوجه می‌شود که منشأ بسیاری از اتفاقاتی که رخ می‌دهد، وجود ارتباط‌هایی با <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87">جهان‌های موازی</a> (نظریهٔ <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D9%88_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AA">هیو اورت</a>) می‌باشد، و نه تنها سال‌هاست که والتر و ویلیام بدنبال گشودن یک دروازه به یکی از این جهان‌ها بوده‌اند، بلکه والتر سال‌ها پیش که در سوگ مردن پسرش پیتر بوده، به جهان موازی سفر کرده بوده و پسرش (که در آن جهان زنده بوده) را ربوده و به این جهان می‌آورد؛ و این عمل او سرآغاز یک دشمنی بین دو جهان برای کنترل جهان دیگری بوده‌است.<br><br><br>این سریال بی نظیره<br>به شدت پیشنهاد میشه<br>5 فصله و تکمیل شده</span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>amir</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2294/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال breaking bad</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2249/</link>
                        <pubDate>Sun, 16 Sep 2018 07:40:22 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[معرفی سریال افسارگسیخته the breaking badﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﺳﺎﺩﻩﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ‏« Breaking Bad ‏» ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺁﺧﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﭘﺎ ﺑﻪ ﺳﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﺍﻟﺘﺮ ﻭﺍﯾﺖ ‏( ﺑﺮﺍﯾﺎﻥ ﮐﺮﺍﻧﺴﺘﻮﻥ ‏) ﺍﺳﺖ ﮐ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[معرفی سریال افسارگسیخته <br>the breaking bad<br>ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﺳﺎﺩﻩ<br>ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ‏« Breaking Bad ‏» ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺁﺧﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﭘﺎ ﺑﻪ ﺳﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﺍﻟﺘﺮ ﻭﺍﯾﺖ ‏( ﺑﺮﺍﯾﺎﻥ ﮐﺮﺍﻧﺴﺘﻮﻥ ‏) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺳﮑﺎﯾﻠﺮ ‏( ﺁﻧﺎ ﮔﺎﻥ ‏) ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭘﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﺍﻟﺘﺮ . ﺟﻮﻧﯿﻮﺭ ‏( ﺁﺭ . ﺟﯽ . ﻣﯿﺖ ‏) ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﮑﻠﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﻐﺰﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺼﺎ ﺭﺍﻩ ﻣﯽﺭﻭﺩ ، ﺩﺭ ﺁﻟﺒﻮﮐﺮﮐﯽ ﻧﯿﻮﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﻭﺍﻟﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﻧﯿﺰ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮﺳﻂ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺭﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻓﻖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻣﺘﺼﻮﺭ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺘﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ، ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺍﺻﻠﯽﺗﺮﯾﻦ ﺩﻏﺪﻏﻪﺍﺵ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺟﻨﺎﻕ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﮏ ﺷﺮﯾﺪﺭ ‏( ﺩﯾﻦ ﻧﻮﺭﯾﺲ ‏) ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ، ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺳﺎﺑﻖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺟﺴﯽ ﭘﯿﻨﮑﻤﻦ ‏( ﺁﺭﻭﻥ ﭘﻞ ‏) ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺍﺳﺖ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ . ﺍﻭ ﭘﯿﻨﮑﻤﻦ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﻭﯼ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻟﻮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﭘﯿﻨﮑﻤﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻤﻠﻪ ﻭﺍﻟﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ : ‏« ﺗﻮ ﮐﺎﺳﺒﯽ ﺑﻠﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺷﯿﻤﯽ ﺭﺍ «… ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﻟﺘﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﺨﺪﺭ ﺷﯿﺸﻪ ‏( ﻣﺘﺎﻣﻔﺘﺎﻣﯿﻦ ‏) ﺑﻨﯿﺎﻥﮔﺬﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ .]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>Hacker</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2249/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال لیست سیاه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2248/</link>
                        <pubDate>Sun, 16 Sep 2018 07:09:13 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[معرفی سریال فهرست سیاهthe black listﻟﯿﺴﺖ ﺳﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺬﺍﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎﻝﻫﺎﯼ ﺷﺒﮑﻪ NBC ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﻓﻨﯽ ، ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﺮﮐﺸﺶ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺏ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻧﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺟﯿﻤﺰ ﺍﺳ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[معرفی سریال فهرست سیاه<br>the black list<br>ﻟﯿﺴﺖ ﺳﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺬﺍﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎﻝﻫﺎﯼ ﺷﺒﮑﻪ NBC ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﻓﻨﯽ ، ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﺮﮐﺸﺶ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺏ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻧﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺟﯿﻤﺰ ﺍﺳﭙﯿﺪﺭ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﯽﺑﺮﺩ ﺭﯾﻤﻮﻧﺪ " ﺭِﺩ ” ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ، ﺍﻓﺴﺮ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺍﯾﺎﻟﺖ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﻣﻬﻢ ﺗﺤﺖ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﺍﻑ ﺑﯽ ﺁﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺎﺭﻭﻟﺪ ﮐﻮﭘﺮ ﺭﺋﯿﺲ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺍِﻑ ﺑﯽ ﺁﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺟِﯽ ﺍﺩﮔﺎﺭ ﻫﻮﻭﺭ ﺩﺭ ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺍِﻑ ﺑﯽ ﺁﯼ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﻨﺎﯾﺖﮐﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻮﺩﻩ ﺭﺍ ﺭﺩﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﻭ ﻣﻨﺤﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺎﻻﺕﻣﺘﺤﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﯽﺍﻃﻼﻉ ﺍﺳﺖ .<br>ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺗﺤﺖ ﺩﻭ ﺷﺮﻁ ﮐﻤﮏ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮐﻮﭘﺮ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ : ﻣﺼﻮﻧﯿﺖ ﺍﺯ ﭘﯿﮕﺮﺩ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﺖ ﮐﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ ، ﯾﮏ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺗﺎﺯﻩﮐﺎﺭ ﺍِﻑ ﺑﯽ ﺁﯼ ﮐﻪ ﺑﻪﺗﺎﺯﮔﯽ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﮐﻮﭘﺮ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ . ﮐﯿﻦ ﻭ ﮐﻮﭘﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﮐﯿﻦ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ " ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻭﯾﮋﻩ ” ﺍﺳﺖ .<br>ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﭘﺮ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺩﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮐﺸﺘﻦ ﯾﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻭﻝ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﺪ ، ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ " ﻟﯿﺴﺖ ﺳﯿﺎﻩِ ” ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﻣﯿﻦ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﺮﻓﻪ ﻣﺠﺮﻣﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺗﻬﯿﻪﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻭ ﺍِﻑ ﺑﯽ ﺁﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ .<br>ﺭﻣﺰ ﻭ ﺭﺍﺯ ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﻟﯿﺰ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ، ﺑﻪﺗﺪﺭﯾﺞ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻫﺮ ﺍﭘﯿﺰﻭﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﺩﯾﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼﺷﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .<br>‏« ﻟﯿﺴﺖ ﺳﯿﺎﻩ ‏» ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﮊﺍﻧﺮ ﺩﺭﺍﻡ /ﺟﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺍَﮐﺸِﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﭘﯿﺰﻭﺩ ﺍﻭﻝ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ ﺳﺎﻝ ۲۰۱۳ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺒﮑﻪ ﺍِﻥ ﺑﯽ ﺳﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪ . ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺩﺭ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ ۲۰۱۴ ﻭ ﺍﮐﺘﺒﺮ ۲۰۱۵ ﺩﻭ ﻓﺼﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ‏( ﻓﺼﻞ ﺩﻭﻡ ﺷﺎﻣﻞ ۲۲ ﺍﭘﯿﺰﻭﺩ ﻭ ﻓﺼﻞ ﺳﻮﻡ ﺷﺎﻣﻞ ۲۳ ﺍﭘﯿﺰﻭﺩ ‏) ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻧﺘﻦ ﺭﻓﺖ . ﻫﻢﺍﮐﻨﻮﻥ ، ﺩﺭ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ ،۲۰۱۶ ﭘﺨﺶ ﻓﺼﻞ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺁﻥ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>Hacker</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2248/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>معرفی سریال the 100</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2246/</link>
                        <pubDate>Sun, 16 Sep 2018 06:55:07 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[ﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭﺍﺕ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﮑﻨﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺟﺰ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻫﺎﯼ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺟﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻮ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[ﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭﺍﺕ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﮑﻨﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺟﺰ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻫﺎﯼ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺟﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﻟﻘﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ .<br>ﺍﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﺑﯽ ﺷﮏ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﯿﻨﯿﺠﺮ ﻫﺎ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ . ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﻮﺭﯾﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ، ﺍﯾﻦ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ . ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ .<br>ﺳﺮﯾﺎﻝ ‏« 100 ‏» ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺒﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯿﮑﺸﺪ . ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﮑﻨﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﺴﻞ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ 100 ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺗﺸﻌﺸﻌﺎﺕ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﺷﺪ ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ 97 ﺳﺎﻝ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﺑﺎ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺟﺪﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﻫﺪﺍﯾﺘﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﻭ ﻣﺠﺮﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻔﺮﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻋﻼﯾﻢ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻧﻤﺎﯾﺪ؛ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﭘﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ...<br>ﺳﺮﯾﺎﻝ ‏« 100 ‏» ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺁﻏﺎﺯﯾﻦ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﮐﻢ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻨﺪ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﺴﻂ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ ، ﺑﺮ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﻫﺎﯼ ‏« 100 ‏» ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .<br>‏« 100 ‏» ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺟﻠﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺩﺭ 4 ﻓﺼﻠﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺣﺪﺱ ﺯﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻓﺼﻞ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﮐﻪ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﺿﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ .<br>ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺁﻭﺭﺍﻧﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، ‏« 100 ‏» ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ .]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/series/">سریال</category>                        <dc:creator>Hacker</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2246/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		