<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									پروژه ها+نظرسنجی - بوک پیج				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/</link>
            <description>بوک پیج, صفحات کتاب زندگی</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Mon, 10 Aug 2026 07:47:24 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>کمک در یافتن پروژه ترجمه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2516/</link>
                        <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 11:56:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[خب سلام به همگی امیدوارم روزهاتون رو به خوبی بگذرونید. بچه هایی که کنکور داشتن امیدوارم موفق بوده باشن.:ea8e50cf4bbee9a1913هدف از زدن این تاپیک اینکه کتاب هایی که فکر میکنید امتیاز خوبی دارن...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span>خب سلام به همگی امیدوارم روزهاتون رو به خوبی بگذرونید. بچه هایی که کنکور داشتن امیدوارم موفق بوده باشن.</span></span>:ea8e50cf4bbee9a1913<span><span><br>هدف از زدن این تاپیک اینکه کتاب هایی که فکر میکنید امتیاز خوبی دارن و ازشون استقبال میشه رو برای ترجمه پیشنهاد بدین. و لطفا موارد زیر رو برای پیشنهاداتتون در نظر بگیرید.<br><span><span>***    1- توسط انتشارات یا سایتی برای ترجمه رزرو نشده باشن<br>***   2- رده سنی و مسائل پیرامونی در نظر گرفته بشه<br>*      3- متن سبک و نسبتا راحتی داشته باشه<br>**   4- برای هر معرفی یک خلاصه کوتاه نیز قرار بدید <br><br></span></span>لطفا پیشنهادات خودتون رو تا 10 شهریور در همین تاپیک ارسال کنید.</span></span>:vv1:<br><br>------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br><span><br></span><span><span><span>پیشنهادات خودم:</span><br><br><span>1- پسران کلاغ نوشته ی مگی استیفویدر</span><br>خلاصه:<br></span></span><span><span><span>هوا در حیاط کلیسا به شدت سرد است؛ حتی پیش از رسیدن مردگان. هر سال، بلو سارجنت کنار مادر پیشگوی خود می ایستد و عبور کسانی که مرگشان نزدیک است را نظاره می کند. دختر تا امسال هیچ یک از آن ها را ندیده بود. اما حال آن ها را می دید. او پسری را می بیند که از تاریکی برمی خیزد و مستقیم با او سخن می گوید. اسم پسر "گانسی" است و "بلو" خیلی زود درمی یابد که او یکی از شاگردان ثروتمند مدرسه خصوصی "Aglinoby" می باشد. سیاست دختر این است که از پسران این مدرسه که به گروه «پسران کلاغ» شهرت دارند، دوری کند زیرا آن ها تنها به دنبال دردسر هستند. اما "بلو" به شکل وصف ناپذیری مجذوب "گانسی" می شود. پسر همه ویژگی ها را دارد: خوش قیافه، ثروتمند و دارای دوستان وفادار و متعهد. اما پسر به دنبال چیزهای بیشتری است.</span></span><br></span><span><span><span><span>تا جایی که دختر به یاد دارد نزدیکی او به شخص مورد علاقه اش سبب مرگ معشوقه اش می شود. "بلو" هرگز فکر نمی کرد این مسئله تا این حد بتواند مشکل ساز شود. اما حالا، همانطور که زندگی او با دنیای پر دردسر و شیطانی « پسران کلاغ» گره می خورد، "بلو" چاره دیگری ندارد.</span></span></span></span><br><span><span><br><span><br>2- موهبت یافتگان نوشته ی کریستین کاشور</span></span></span><br><span><span>خلاصه:<br>چه چشم هایی،‌ کاتسا تا به حال چنین چشمهایی ندیده بود؛ یکی نقره ای و دیگری طلایی رنگ. آنها درآن صورت آفتاب سوخته، نامتوازن و غیر عادی اش می درخشیدند. کاتسا متعجب شده بود که چطور آنها را در تاریکی اولین ملاقاتشان ندرخشیده بودند. چشمهایش به مانند چشم های انسان نبودند.سپس ان مرد ابروهایش را بالا برد و دهانش حالت پوزخند زدن به خود گرفت. به سختی سری برای کاتسا تکان داد و این کار کاتسا را از طلسمش رها کرد. با خود فکر کرد: از خود راضی. از خود راضی و گستاخ، تمام آن چیزی بود که کاتسا می توانست به او نسبت دهد. هر بازی ای که در حال انجامش بود، اگر انتظار داشت که کاتسا هم به او ملحق شود، پس ناامید خواهد شد.</span></span><br><br><br><span><span>3-<span> everneath نوشته ی برودی استون</span><br>خلاصه:<br></span></span><span><span>در بهار گذشته ، نیکی بکت ناپدید شد و به دنیای زیرین که به  Everneath معروف است، کشیده شد. حالا او قبل از بازگشت همیشگی به دنیای زیرین به زندگی قدیمی خود، خانواده اش، دوست پسرش و... بازگشته است. او شش ماه قبل از بازگشت به Everneath فرصت دارد تا خداحافظی کند ، شش ماه برای یافتن راه فراری از دنیای زیرین، البته اگر وجود داشته باشد.</span></span><br><span>نیکی آرزو دارد این ماه های گرانبها را با فراموش کردن Everneath و تلاش برای برقراری ارتباط مجدد با دوست پسر خود، جک ، شخصی که بیشتر از همه از ناپدید شدنش صدمه دید و کسی که  بیش از هر چیز دیگری او را دوست دارد ، سپری کند. اما فقط یک مشکل وجود دارد: کول، نامیرایی با جادوی دود که برای اولین بار او را به سمت Everneath فریب داد ، نیکی را به خانه دنبال کرده است. کول می خواهد تاج و تخت را در جهان زیرین به دست بگیرد و متقاعد شده است که نیکی کلید تحقق آن است. و او هر کاری انجام میدهد تا بتواند نیکی را برگرداند ، این بار به عنوان ملکه خود.</span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>carlian20112</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2516/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>پروژه ترجمه|کتاب How Long ’til Black Future Month</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2429/</link>
                        <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 02:26:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[در این تاپیک فعالیت‌های مربوط به ترجمه گروهی کتاب «How Long &#039;til Black Future Month» اعم از رزرو داستان توسط مترجمین، وضعیت ترجمه هر پارت، اطلاعیه‌های مدیریت، نظرسنجی‌های مربوطه (احتمال...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span>در این تاپیک فعالیت‌های مربوط به ترجمه گروهی کتاب «How Long &#039;til Black Future Month» اعم از رزرو داستان توسط مترجمین، وضعیت ترجمه هر پارت، اطلاعیه‌های مدیریت، نظرسنجی‌های مربوطه (احتمالی) و... انجام می‌گیرند. <br><strong>پست‌های اسپم بدون اخطار قبلی و توضیح حذف خواهند شد. </strong></span><strong><span><br></span></strong><br><div><span><strong><span>معرفی کتاب</span></strong></span></div><br><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s3.picofile.com/file/8371610542/66a5d714BexZMoP1gqvSbLZSfYigjUvfcXkroScK.jpg" /><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span>نام کتاب:<strong> How Long &#039;til black future month?</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: ان. کی. جمیسین</span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: <strong>2018</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td>تعداد داستان‌ها: 22</td><br></tr><br><tr><br><td>لینک دانلود: <a href="http://s5.picofile.com/file/8371614926/Jemisin_N_K_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.epub.html">EPUB </a>| <a href="http://s3.picofile.com/file/8371615018/Jemisin_N_K_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">PDF</a></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><span><strong>?<span><span>How Long &#039;til Black Future Month</span></span></strong></span></div><br><span><span><br>بخشی از مقدمه:<br>روزی روزگاری، فکر نمی‌کردم بتوانم داستان کوتاه بنویسم.<br>آن روزگار، سال 2002 بود. تازه سی ساله شده بودم و اولین بحران «میان‌سالی»‌ام را تجربه می‌کردم. در بوستون زندگی می‌کردم، جایی که هوا سرد بود و دوست پیدا کردن سخت، و هیچ‌کس به هیچ‌چیز چاشنی نمی‌زد. تازه یک رابطه ملالت‌بار را تمام کرده بودم و تا تخم چشم زیر بدهی وام تحصیلی بودم، تقریباً مثل همه دیگر افراد نسلم. در تلاشی برای حل کردن استیصال آن مرحله از زندگی‌ام، بالاخره تصمیم گرفتم ببینم سرگرمی دیرین نویسندگی‌ام می‌تواند تبدیل به کمک‌دستی بشود که شاید ارزشِ یک چند صد دلاری را داشته باشد یا نه. اگر می‌توانستم به اندازه کافی دربیاروم (یا حتی می‌توانستم سالی صد دلار در بیاورم)، احتمالاً می‌توانستم یک سری از قبض‌های آب و برق و گاز یا غیره را پوشش دهم. بعد می‌توانستم به جای پانزده سال، در دوازده یا سیزده سال از زیر بدهی...<br><br><br>توضیحات سایت لایبجن:<br>اولین مجموعه داستان کوتاه ان. کی. جمیسین، شخص برنده سه جایزه هوگو، خوانندگان را با داستان‌هایی نفس‌گیر از نابودی، تولد دوباره و رستگاری به چالش کشیده و افسون می‌کند. <br><br>ان. کی. جمیسین یکی از قدرتمندترین و تحسین‌شده‌ترین نویسندگان داستان‌پردازی گمانه‌زن در زمان ما است. در اولین مجموعه از داستان‌پردازی‌های کوتاه و مهیج‌اش، جمیسین خوانندگان را با روایاتی از نابودی، تولد دوباره و رستگاری، به چالش کشیده و به همان اندازه شاد می‌کند. <br><br>اژدهایان و ارواح تنفربرانگیز، خیابان‌های سیل‌زده نیو اورلئان را در بقایای طوفان کاترینا تسخیر می‌کنند. در دنیایی موازی، جامعه‌ای آرمان‌شهری دنیای ما را نظاره می‌کند و تلاش می‌کند از اشتباهات ما درس بگیرد. مادری سیاه‌پوست در جنوب آمریکا که تحت قوانین جیم کرو است، باید دخترش را از شر دیوانه‌ای که وعده‌های ناممکن می‌دهد نجات دهد. و در داستان نامزد جایزه هوگو، «The City Born Great»، بچه‌ی خیابانی جوانی می‌جنگد تا در روح کلان‌شهری قدیمی زندگی دوباره بدمد. </span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><br><br><span><strong><span>قوانین<br></span></strong></span><br><ol><br></li><li><span>هر کاربر اون پارتی که می‌خواد ترجمه کنه رو به صورت یک پست و ضمن ذکر مشخصات اون فایل (شماره، اسم، تعداد صفحه)، توی همین تاپیک اعلام می‌کنه.</span><br></li><li><span>لینک دانلود هر پارت در ستون «نام داستان» روی اسم پارت مربوطه پیوند شده. با کلیک روی لینک می‌تونید فایل PDF اون پارت رو از آپلودسنتر پیکوفایل دریافت کنین.</span><br></li><li><span>هر بار فقط یک پارت رو می‌تونید بردارید. بعد از تحویل اون پارت، می‌تونید یک پارت دیگه رزرو کنید. </span><br></li><li><span>هر خط سه/3 سرمایه داره. (برای مثال به مترجم فایل شماره 13، The Elevator Dancer، با 90 خط، 270 سرمایه تعلق می‌گیره.</span><br></li><li><span>مهلت تحویل هر پارت:</span><br><ul><br></li><li><span><strong><span>پارت‌های زیر 10 صفحه: یک هفته</span></strong></span><br></li><li><span><strong><span>پارت‌های بین 10 تا 20 صفحه: دو هفته</span></strong></span><br></li><li><span><strong><span>پارت‌های بیش‌تر از 20 صفحه: سه هفته</span></strong></span><br><ul><br></li><li><span>در صورتی که مشکلی برای مترجم پیش اومد لطفا به مدیر بخش (@reza379@) پیام بده و اعلام کنه که فایل رو دیرتر تحویل خواهد داد. متناسب با درخواست معقول مترجم، زمان تحویل‌دهی برای اون کاربر تمدید خواهد شد.</span><br></li><li><span>هر مشکل دیگه‌ای هم که پیش اومد و نیاز به هماهنگی داشت پیام بدید.</span><br></li></ul><br><br></li><li><span><strong>در صورتی که کاربری پارت رزروشده رو توی زمان معین تحویل نده، ضمن آزادشدن اون پارت، 200 امتیاز هم از کاربر کسر خواهد شد. </strong></span><br></li></ul><br><br></li><li>متن ترجمه‌شده رو حتما با فرمت Word برای من ارسال کنین.<br><ul><br></li><li>آیدی سایت: reza379<br></li><li>آیدی تلگرام: embassador_r<br></li><li>ایمل: <a href="mailto:rezabestiran.a@gmail.com">rezabestiran.a@gmail.com</a><br></li><li>اگر من به حول قوه الهی مفقود شده بودم، فایل رو برای نفیسه خانم @<a href="http://btm.bookpage.ir/member231.html">nafise</a>@ یا رضا @<a href="http://btm.bookpage.ir/member105.html">bahani</a>@ بفرستین.<br></li></ul><br><br></li><li>هر کسی که حداقل 4 پارت از این کتاب رو ترجمه کنه رنک مترجم سایت رو می‌گیره.<br></li></ol><br><strong><span><span>چرا مجموعه داستان کوتاه؟ <br></span></span></strong><br><br><ul><br></li><li><div class="spoiler"><span><span>دلایل من برای انتخاب مجموعه داستان کوتاه از این قرارن:</span></span><br>ا<strong>ولاً: </strong>نیازی به یک تطبیق‌گر که بخواد کل فایل‌های ترجمه‌شده رو (مثلا اسامی شخصیت‌ها و اسامی شهرها و تلفظ‌های مختلف و ترجمه‌های متفاوت و...) تطبیق بده نداریم.<br><strong>دوماً:</strong> در ادامه دلیل قبل، داستان‌ها از 5 صفحه هم شروع می‌شن و نهایتاً تا 15 یا شاید هم 20 صفحه برن که یعنی هر کاربری که بخواد توی ترجمه شرکت کنه، یه داستان کامل رو برای خودش بر می‌داره. (حالا اگر افرادی بودند که می‌خواستن خودشون با همکاری هم - دو یا سه نفری - یه داستان رو بردارن، مشکلی نیست منتهی کار هماهنگسازی و این دست چیزها با خودشونه و مدیر بخش فایل کامل رو تحویل می‌گیره.<br><strong>سوماً</strong> این که از اونجایی که من نمی‌تونم بشینم همه ترجمه‌ها رو یکی یکی درست کنم و ویرایش کنم، هر داستان با اسم مترجم خودش منتشر می‌شه و این جوری اگر هم به خوانایی یا ترجمه اثر مشکلی وارد باشه، بر عهده خود مترجمه. (البته هر سؤالی که دارین بپرسین، من به هر کدومشون که بلد باشم و در حدم باشن جواب می‌دم)<br><strong>چهارماً:</strong> اما باید بدونید که فهم انگلیسی با ترجمه انگلیسی خیلی فرق داره و خیلی از اون دوستانی که فکر می‌کنن می‌تونن ترجمه کنن، ممکنه وسطای کار بیخیال بشن و برن. از اونجایی که نمی‌خواستم وسطای پروژه یهو به خودم بیام و ببینم همه گذاشتن رفتن و یه کتاب کامل واسه ترجمه مونده رو دست سایت، یه مجموعه داستان کوتاه انتخاب کردم که اگر هم احیاناً پروژه شکست خورد، حداقل بتونیم داستان‌های کوتاهی که کامل شدن رو به صورت جداگانه منتشر کنیم.<br><strong>پنجماً:</strong> اینطوری هم به مدیر و ویراستار پروژه سخت نمی‌گذره و هم مترجمایی که کار اولشونه برای کارهای بعدی تجربه بیش‌تری کسب می‌کنن و این رو جدی می‌گم، شاید شاید بشه گفت مهم‌ترین چیز توی ترجمه تجربه‌ست.</div><br></li></ul><br><span><strong><span>نکات</span></strong></span><br><br><ol><br></li><li><span>تمنا می‌کنم قبل از این که پارتی که رزرو کردین رو تحویل بدین، حتما و حتما ویرایش و بازنگری‌ش کنین. چندین و چند بار این کار رو بکنید. </span><div class="spoiler"><br><ul><br></li><li><span>​</span>توی ترجمه به این نکات دقت داشته باشین: <br>متنی که ترجمه شده باید برای خواننده فارسی‌زبان قابل فهم باشه. پس وقتی با وفاداری تمام به متن زبان اصلی، متن فارسی رو نوشتین، حتما به عنوان یک خواننده که از متن زبان اصلی خبر نداره بخونیدش و از خودتون بپرسین آیا یک فرد فارسی‌زبان می‌تونه این متن رو بدون دست‌انداز و با سهولت متوجه بشه یا نه. <br>متن رو با صدای بلند برای خودتون بخونید. این جوری بیش‌تر متوجه پستی و بلندی‌ها و جاهای ناموزون متن می‌شین.<br>همونطور که گفتم، توی ترجمه مهم‌تر از تسلط بر زبان مبداء، تسلط بر زبان مقصده که خودنمایی می‌کنه. چون که اگر احیاناً فردی تسلط کافی به زبان انگلیسی نداشته باشه اما یک فارسی‌دان خوب باشه، می‌تونه - هرچند شاید بشه گفت کار اشتباهیه و اون فرد باید روی زبان انگلیسیش کار کنه - نقص‌ها و ضعف‌های خودش در زبان انگلیسی رو با توانمندی‌هاش در زبان فارسی بپوشونه.<br></li><li>به علائم نگارشی حتما توجه کنید و ازشون استفاده مفید و بهینه ببرید. توی ترجمه و برای رسوندن لحن خیلی به کمکتون میان. (البته همه‌جا به کمکتون میان نه فقط توی ترجمه :/  )<br>یک بار به وفاداری به متن اصلی اشاره کردم و باز هم روش تأکید می‌کنم، منتهی یک «اما»یی هست، با این که باید تلاش کنین تا جای ممکن به اصل متن وفادار باشین اما نباید خودتون رو براش جر واجر کنید؛ یا بهتره اینطور بگم: «وفادارای به متن زبان اصلی نباید به قیمت از دست رفتن سهولت خوانش، فهم، صحت دستوری و گرمی متن زبان فارسی تموم بشه.»<br></li></ul><br></div><br></li><li><span>عبارات، ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحاتی که بلد نیستید رو در صورت برخورد، اول از همه به زبان انگلیسی توی اینترنت سرچ کنید تا هدف بیان و حس اون ضرب‌المثل مذکور رو درک کنید. اول نکته اینه که درکش کنید تا بتونید ترجمه‌ش کنید.  </span><br></li><li><span>از دیکشنری آبادیس استفاده کنید؛ هم وبسایت داره و هم اپلیکیشن: <a href="https://dictionary.abadis.ir/">https://dictionary.abadis.ir/</a> </span><br></li><li><span>اگر توی بعضی از داستان‌ها به واژه‌های تخصصی (ریاضی، علوم تجربی، انسانی، هنری و...) برخورد کردید، از دیکشنری «برسا» استفاده کنید: <a href="http://barsadic.com/">http://barsadic.com</a> </span><br></li><li><span>تمام نکات کمکی‌ای که گفتم، فقط با صرف خوندن یاد گرفته نمی‌شن. قبلا گفتم، شاید بشه گفت مهم‌ترین نکته توی ترجمه - همونجور که شاید توی اکثر فعالیت‌های دیگه هم همینطور باشه - تجربه‌ست. این نکات رو گفتم که موقع بازبینی و ویرایش، توی ذهنتون داشته باشید و با این معیارها کیفیت متن‌تون رو «خودتون» بسنجید. حتی خود من که همه این حرف‌ها رو زدم هم در حدی نیستم که بگم دیگه این نکات رو رعایت می‌کنم؛ اونقدر ایرادها توی متن‌هام هست که بعضی وقتا خنده‌م می‌گیره! انتظارتون این باشه که - اگر علاقه دارین - پیشرفت کنین و برای کارهای بعدی و بعدی و بعدی، بهتر و بهتر بشین. </span><br></li><li><span>اگر نکته‌ای دیگه‌ای یادم اومد و لازم بود بیان بشه، اضافه‌ش می‌کنم. خبر آپدیت شدن رو هم یه جایی از تاپیک می‌ذارم که همه بتونن ببینن. </span><br></li><li><span>راستی، اگر هر سؤالی داشتین، از مدیرا بپرسین اگر در حد توانمون باشه و بلد باشیم حتما جواب می‌دیم. حتما بپرسین. </span><br></li><li><span>مهم‌ترین نکته هم این که: ببینم این همه حرفی که زدم و این همه وقتی که گذاشتم، طبق معمول اصلا مخاطبی خواهد داشت یا نه. و باز هم طبق معمول: من چشمم آب نمی‌خوره. ولی: <strong>!Prove me Wrong</strong></span><br></li></ol><br><br><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>جدول سازماندهی ترجمه</strong></span></span></td><br></tr><br></table><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><br><td><strong>نام داستان</strong></td><br><td><strong>تعداد صفحات</strong></td><br><td><span><strong>مترجم</strong></span></td><br><td><strong>وضعیت</strong></td><br></tr><br><tr><br><td>1</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754626/1_The_Ones_Who_Stay_And_Fight_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">The Ones Who Stay And Fight</a></span></td><br><td>9 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>2</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754650/2_The_City_Born_Great_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">The City Born Great</a></span></td><br><td>14 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>3</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754676/3_Red_Dirt_Which_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">Red Dirt Which</a></span></td><br><td>17 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>4</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754700/4_L_Alchimista_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html"> L&#039;Alchimista</a></span></td><br><td>13 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>5</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754718/5_The_Effluent_Engine_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">The Effluent Engine</a></span></td><br><td>26 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>6</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754734/6_Clouad_Dragon_Skies_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_7.pdf.html">Clouad Dragon Skies</a></span></td><br><td>6 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>7</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754742/7_The_Trojan_Girl_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_8.pdf.html">The Trojan Girl</a></span></td><br><td>17 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>8</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754768/8_Valedictorian_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_9.pdf.html">Valedictorian</a></span></td><br><td>14 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>9</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s5.picofile.com/file/8371754776/9_The_Storyteller_s_Replacement_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_10.pdf.html">The Storyteller&#039;s Replacement</a></span></td><br><td>9 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>10</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s2.picofile.com/file/8371754784/10_The_Birds_of_Heaven_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_11.pdf.html">The Birds of Heaven</a></span></td><br><td>10 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>11</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s2.picofile.com/file/8371754792/11_The_Evaluators_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_12.pdf.html">The Evaluators</a></span></td><br><td>13 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>12</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s2.picofile.com/file/8371754818/12_Walking_Awake_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_13.pdf.html">Walking Awake</a></span></td><br><td>14 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>13</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s2.picofile.com/file/8371754826/13_The_Elevator_Dancer_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_14.pdf.html">The Elevator Dancer</a></span></td><br><td>3 صفحه</td><br><td><span>nafise</span></td><br><td>رزرو</td><br></tr><br><tr><br><td>14</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754834/14_Cuisine_des_Memoires_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_15.pdf.html">Cuisine des Memoires</a></span></td><br><td>12 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>15</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754842/15_Stone_Hunger_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_16.pdf.html">Stone Hunger</a></span></td><br><td>19 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>16</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754850/16_On_the_Banks_of_the_River_Lex_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_17.pdf.html">On the Banks of the River Lex</a></span></td><br><td>11 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>17</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754868/17_The_Narcomancer_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_18.pdf.html">The Narcomancer</a></span></td><br><td>26 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>18</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s5.picofile.com/file/8371754876/18_Henosis_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_19.pdf.html">Henosis</a></span></td><br><td>6 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>19</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754884/19_Too_Many_Yesterdays_Not_Enough_Tomorrows_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_20.pdf.html">Too Many Yesterdays,Not<br> EnoughTomorrows</a></span></td><br><td>10 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>20</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s3.picofile.com/file/8371754892/20_The_You_Train_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_21.pdf.html">The You Train</a></span></td><br><td>6 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>21</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754900/21_Non_Zero_Probabilities_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_22.pdf.html">Non-Zero Probabilities</a></span></td><br><td>8 صفحه</td><br><br><br></tr><br><tr><br><td>22</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s2.picofile.com/file/8371754918/22_Sinners_Saints_Dragons_and_Haints_in_the_City_Beneath_the_Still_Waters_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories_23.pdf.html">Sinners, Saints, Dragons, and<br> Haints, in the City<br> Beneath the Still Waters</a></span></td><br><td>17 صفحه</td><br><br><br></tr><br></table><br><div><span><strong>سایر</strong></span></div><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td>1</td><br><td><span style="text-decoration: underline"><a href="http://s4.picofile.com/file/8371754926/Introduction.pdf.html">Introduction</a></span></td><br><td>4 صفحه</td><br><br><br></tr><br></table><br><br><span><span>فعلا نیاز نیست کسی پارت‌های بخش «سایر» رو رزرو کنه. اونارو برندارین.<br><br></span></span><blockquote><span><span><span><span><strong><a href="http://btm.bookpage.ir/post41546.html#post41546">آپدیت خبری اول:</a><br></strong></span></span></span></span><strong><span><span><span>برای ترجمه اسم مجموعه اگر پیشنهادی دارین توی پیام خصوصی یا پیام بازدیدکنندگان برام بفرستین. خیلی وقت‌ها ذهن‌های مختلف و زاویه‌دیدهای مختلف چیزای متفاوتی ارائه می‌دن که شاید از اون چیزی که خود آدم می‌گه بهتر باشن. وقتی ببینی‌شون متوجه می‌شی.<br>بعد از این که فرستادین، یه نظرسنجی به تاپیک اضافه می‌کنم و اسم فارسی کتاب رو انتخاب می‌کنیم.</span></span></span></strong></blockquote><span><span> <br><br></span></span><blockquote><span><strong><span><span>آپدیت خبری دوم:<br></span></span></strong></span><span>قوانین:</span><br><span>هر کسی که حداقل 4 پارت از این کتاب رو ترجمه کنه رنک مترجم سایت رو می‌گیره.</span><br></blockquote>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>reza379</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2429/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>انتخاب کتاب برای ترجمه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2428/</link>
                        <pubDate>Fri, 06 Sep 2019 13:47:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام. دو تا مجموعه‌داستان کوتاه هستن که در ادامه معرفی‌شون می‌کنم. توی نظرسنجی بالای تاپیک شرکت کنید تا ببینیم کدوم مجموعه رو ترجمه کنیم.اول سخن من:دلایل من برای انتخاب مجموعه داستان کوتاه ا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام. <br>دو تا مجموعه‌داستان کوتاه هستن که در ادامه معرفی‌شون می‌کنم. توی نظرسنجی بالای تاپیک شرکت کنید تا ببینیم کدوم مجموعه رو ترجمه کنیم.<br><br>اول سخن من:<br>دلایل من برای انتخاب مجموعه داستان کوتاه از این قرارن:<br><strong>اولاً</strong>: نیازی به یک تطبیق‌گر که بخواد کل فایل‌های ترجمه‌شده رو (مثلا اسامی شخصیت‌ها و اسامی شهرها و تلفظ‌های مختلف و ترجمه‌های متفاوت و...) تطبیق بده نداریم. <br><strong>دوماً</strong>: در ادامه دلیل قبل، داستان‌ها از 5 صفحه هم شروع می‌شن و نهایتاً تا 15 یا شاید هم 20 صفحه برن که یعنی هر کاربری که بخواد توی ترجمه شرکت کنه، یه داستان کامل رو برای خودش بر می‌داره. (حالا اگر افرادی بودند که می‌خواستن خودشون با همکاری هم - دو یا سه نفری - یه داستان رو بردارن، مشکلی نیست منتهی کار هماهنگسازی و این دست چیزها با خودشونه و مدیر بخش فایل کامل رو تحویل می‌گیره. <br><strong>سوماً</strong> این که از اونجایی که من نمی‌تونم بشینم همه ترجمه‌ها رو یکی یکی درست کنم و ویرایش کنم، هر داستان با اسم مترجم خودش منتشر می‌شه و این جوری اگر هم به خوانایی یا ترجمه اثر مشکلی وارد باشه، بر عهده خود مترجمه. (البته هر سؤالی که دارین بپرسین، من به هر کدومشون که بلد باشم و در حدم باشن جواب می‌دم)<br><strong>چهارماً</strong>: اما باید بدونید که فهم انگلیسی با ترجمه انگلیسی خیلی فرق داره و خیلی از اون دوستانی که فکر می‌کنن می‌تونن ترجمه کنن، ممکنه وسطای کار بیخیال بشن و برن. از اونجایی که نمی‌خواستم وسطای پروژه یهو به خودم بیام و ببینم همه گذاشتن رفتن و یه کتاب کامل واسه ترجمه مونده رو دست سایت، یه مجموعه داستان کوتاه انتخاب کردم که اگر هم احیاناً پروژه شکست خورد، حداقل بتونیم داستان‌های کوتاهی که کامل شدن رو به صورت جداگانه منتشر کنیم. <br><strong>پنجماً</strong>: اینطوری هم به مدیر و ویراستار پروژه سخت نمی‌گذره و هم مترجمایی که کار اولشونه برای کارهای بعدی تجربه بیش‌تری کسب می‌کنن و این رو جدی می‌گم، شاید شاید بشه گفت مهم‌ترین چیز توی ترجمه تجربه‌ست. <br> <br>بریم سراغ معرفی مختصر. لینک epub و pdf رو هم می‌ذارم که اگه خواستین چکشون هم بکنید. <br><br><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s3.picofile.com/file/8371610526/3bc45450cb80695eb88e1e4ba51734eb.jpg" /><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span>نام کتاب:<strong> The new voices of fantasy</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>مؤلفین: پیتر. اس. بیگل و جیکوب ویزمن</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: <strong>2017</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td>تعداد داستان‌ها: 19</td><br></tr><br><tr><br><td>لینک دانلود: <a href="http://s5.picofile.com/file/8371614884/Beagle_Peter_S_Weisman_Jacob_Bolander_Brooke_Headley_Maria_Dahvana_The_New_Voices_of_Fantasy.epub.html">EPUB </a>| <a href="http://s2.picofile.com/file/8371614968/BeaglePeterS_WeismanJacob_Boland.pdf.html">PDF</a></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><strong><span><span>The New Voices of Fantasy<br></span></span></strong></div><br><span><span><br>بخشی از مقدمه از زبان جیکوب ویزمن: <br>«The New voices of fantasy» آثار 19 نویسنده ژانر فانتزی را گرد می‌آورد که من و پیتر. اس. بیگل به جد معتقدیم به‌زودی خیلی بهتر شناخته خواهند شد. این نویسندگان کلیات ادبی پراهمیتی پدید آورده‌اند. تمام داستان‌های داخل این کتاب جدید هستند و بعد از سال 2010 منتشر شده‌اند. نویسندگان حاضر هنوز بیش‌تر در مراحل اولیه حرفه‌ی خود هستند. بعضی از آن‌‌ها قبلاً از نوشتن داستان‌های کوتاه به نوشتن رمان تغییر مسیر داده‌اند که به آن‌ها امکان می‌دهد در حرفه‌شان پیشروی کنند. برای بعضی از این نویسندگان، این تغییر مسیر هنوز... <br><br>توضیحات سایت لایبجن: <br>اگر طوفان می‌خواست شما شریک ولنتاین‌اش باشید چه می‌کردید؟ یا اگر  لباس فضانوردی تسخیرشده‌ای در خانه‌تان را می‌زد؟ چه موقعی زمان ایده‌آل تبدیل شدن به یک ببر است؟ آیا اگر شما بودید،  یک دروازه ماوراءالطبیعه را در دیوار (سایت فروش؛ ترجمه مفهومی) می‌گذاشتید؟ <br>در این نونزده داستان، سخنوران فوق‌العاده <em> بی‌پرده‌ی</em> ژانر فانتزی از راه رسیده‌اند. «The new voices of fantasy» برخی از استعدادهای تیزپیشرفت پنج سال اخیر، از قبیل سوفیا ساماتار، ماریا داوانا هدلی، مکس گلداستون، آلیسا وانگ، عثمان تی. مالک، بوک بولندر، ای. لیلی یو، بن لوری، اورسولا ورنون و... را شکار کرده است. این قصه‌ها را پیتر اس. بیگل افسانه‌ای (آخرین تک‌شاخ) و متخصص ژانر جیکوب ویزمن (گنجینه خیال) دست‌چین کرده‌اند. <br>بشتابید و به انقلاب کمونیستی زبنورهای عسل ملحق شوید. این تازه‌واردها هوای‌تان را دارند. <br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s3.picofile.com/file/8371610542/66a5d714BexZMoP1gqvSbLZSfYigjUvfcXkroScK.jpg" /><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span>نام کتاب:<strong> How Long &#039;til black future month?</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: ان. کی. جمیسین</span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: <strong>2018</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td>تعداد داستان‌ها: 22</td><br></tr><br><tr><br><td>لینک دانلود: <a href="http://s5.picofile.com/file/8371614926/Jemisin_N_K_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.epub.html">EPUB </a>| <a href="http://s3.picofile.com/file/8371615018/Jemisin_N_K_How_Long_til_Black_Future_Month_Stories.pdf.html">PDF</a></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><strong>?<span><span>How Long &#039;til Black Future Month</span></span></strong></div><br><span><span><br>بخشی از مقدمه:<br>روزی روزگاری، فکر نمی‌کردم بتوانم داستان کوتاه بنویسم.<br>آن روزگار، سال 2002 بود. تازه سی ساله شده بودم و اولین بحران «میان‌سالی»‌ام را تجربه می‌کردم. در بوستون زندگی می‌کردم، جایی که هوا سرد بود و دوست پیدا کردن سخت، و هیچ‌کس به هیچ‌چیز چاشنی نمی‌زد. تازه یک رابطه ملالت‌بار را تمام کرده بودم و تا تخم چشم زیر بدهی وام تحصیلی بودم، تقریباً مثل همه دیگر افراد نسلم. در تلاشی برای حل کردن استیصال آن مرحله از زندگی‌ام، بالاخره تصمیم گرفتم ببینم سرگرمی دیرین نویسندگی‌ام می‌تواند تبدیل به کمک‌دستی بشود که شاید ارزشِ یک چند صد دلاری را داشته باشد یا نه. اگر می‌توانستم به اندازه کافی دربیاروم (یا حتی می‌توانستم سالی صد دلار در بیاورم)، احتمالاً می‌توانستم یک سری از قبض‌های آب و برق و گاز یا غیره را پوشش دهم. بعد می‌توانستم به جای پانزده سال، در دوازده یا سیزده سال از زیر بدهی...<br><br><br>توضیحات سایت لایبجن:<br>اولین مجموعه داستان کوتاه ان. کی. جمیسین، شخص برنده سه دوره جایزه هوگو، خوانندگان را با داستان‌هایی نفس‌گیر از نابودی، تولد دوباره و رستگاری به چالش کشیده و افسون می‌کند. <br><br>ان. کی. جمیسین یکی از قدرتمندترین و تحسین‌شده‌ترین نویسندگان داستان‌پردازی گمانه‌زن در زمان ما است. در اولین مجموعه از داستان‌پردازی‌های کوتاه و مهیج‌اش، جمیسین خوانندگان را با روایاتی از نابودی، تولد دوباره و رستگاری، به چالش کشیده و به همان اندازه شاد می‌کند. <br><br>اژدهایان و ارواح تنفربرانگیز، خیابان‌های سیل‌زده نیو اورلئان را در بقایای طوفان کاترینا تسخیر می‌کنند. در دنیایی موازی، جامعه‌ای آرمان‌شهری دنیای ما را نظاره می‌کند و تلاش می‌کند از اشتباهات ما درس بگیرد. مادری سیاه‌پوست در جنوب آمریکا که تحت قوانین جیم کرو است، باید دخترش را از شر دیوانه‌ای که وعده‌های ناممکن می‌دهد نجات دهد. و در داستان نامزد جایزه هوگو، «The City Born Great»، بچه‌ی خیابانی جوانی می‌جنگد تا در روح کلان‌شهری قدیمی زندگی دوباره بدمد. </span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><br><br><span><span><span>کتاب دوم با 6 رأی برنده نظر سنجی شد. <br>کتاب How Long &#039;til Black Future Month در </span><strong><em><span style="text-decoration: underline"><a href="http://btm.bookpage.ir/post41545.html#post41545"><span>این تاپیک</span></a></span></em></strong><span> ترجمه خواهد شد. <br></span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>reza379</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2428/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>آدم کش عنصری 1: نیش عنکبوت</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2067/</link>
                        <pubDate>Mon, 28 Aug 2017 07:23:05 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[آدمکش عنصری 1: نیش عنکبوتنویسنده: جنیفر استپژانر: فانتزی شهری، جادو، خون آشامیتاریخ انتشار: 4 ژانویه 2010مترجم: علی دهقانخلاصه: اسم من جین است، و مردم را می کشم.مرا عنکبوت صدا می زنند. من تر...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><br></tr><br><tr><br><td><div><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><br></div><br> <table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s8.picofile.com/file/8301149542/cover.jpg" /><br></td><br></tr><br><tr><br><td>آدمکش عنصری 1: نیش عنکبوت<br></td><br></tr><br><tr><br><td>نویسنده: جنیفر استپ</td><br></tr><br><tr><br><td>ژانر: فانتزی شهری، جادو، خون آشامی</td><br></tr><br><tr><br><td>تاریخ انتشار: 4 ژانویه 2010</td><br></tr><br><tr><br><td>مترجم: علی دهقان</td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><span>خلاصه:<br></span></div><br><span> اسم من جین است، و مردم را می کشم.<br>مرا عنکبوت صدا می زنند. من ترسناک ترین آدم کش در جنوب هستم، در اوقاتی که          در پورک پیت مشغول پختن بهترین بریانی در اشلند نیستم. به عنوان  یک       ارباب   عنصر سنگ، می توانم هر چیزی، از نجواهای سنگ ریزه زیر  پاهایم   تا     ارتعاشات   کوه های آپالاچی در بالای سرم را بشنوم. همچنین  جادوی   یخم  برای    پرتاب گاه  و  بی گاه چاقو مفید است. اما در کارم از  قدرت   هایم  استفاده   نمی  کنم مگر   اینکه واقعا مجبور باشم. غرور حرفه  ای.<br>اکنون که یک ارباب عنصر هوا به من حقه زده و مربی مرا کشته است، می خواهم          انتقام بگیرم. و هر کس که سر راهم قرار بگیرد، خوب یا بد، را نابود   می      کنم.   ممکن است جذاب به نظر برسم، با این حال فردی بدی هستم. که   به  این     دلیل در   دردسر افتاده ام، زیرا کارآگاه دونوان کین سرسخت   قبول  کرده  است    به من کمک   کند. وقتی با جادویی قدرتمندتر از جادوی   خودم می  جنگم  آخرین    چیزی که این   قاتل بی رحم نیاز دارد یک حواس پرتی   است،  مخصوصا  وقتی که  او   بخواهد هم من و   هم دشمنم بمیریم.<div><span><span><strong>لطفا از قرار دادن لینک ها در هر جای دیگر و یا آپلود مجدد خودداری نمایید.</strong></span></span><br><br>فصل اول:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8304823692/Spider_s_Bite_ch_01.pdf.html">http://s8.picofile.com/file/8304823692/Spider_s_Bite_ch_01.pdf.html</a><br>فصل دوم:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8304823726/Spider_s_Bite_ch_02.pdf.html">http://s8.picofile.com/file/8304823726/Spider_s_Bite_ch_02.pdf.html</a><br>فصل سوم:<br><a href="http://s9.picofile.com/file/8304823742/Spider_s_Bite_ch_03.pdf.html">http://s9.picofile.com/file/8304823742/Spider_s_Bite_ch_03.pdf.html</a><br>فصل چهارم:<br><span><a href="http://s9.picofile.com/file/8304823768/Spider_s_Bite_ch_04.pdf.html">http://s9.picofile.com/file/8304823768/Spider_s_Bite_ch_04.pdf.html</a></span><br>فصل پنجم:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8305050876/Spider_s_Bite_ch_05.pdf.html">http://s8.picofile.com/file/8305050876/Spider_s_Bite_ch_05.pdf.html</a><br></div><br>  </span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br></div><br></td><br></tr><br></table>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>thanos13912</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2067/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>آدم کش عنصری 1: نیش عنکبوت</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2015/</link>
                        <pubDate>Fri, 21 Jul 2017 12:40:22 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[آدمکش عنصری 1: نیش عنکبوتنویسنده: جنیفر استپژانر: فانتزی شهری، جادو، خون آشامیتاریخ انتشار: 4 ژانویه 2010مترجم: علی دهقانخلاصه: اسم من جین است، و مردم را می کشم.مرا عنکبوت صدا می زنند. من تر...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><br></tr><br><tr><br><td><div><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><br></div><br> <table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s8.picofile.com/file/8301149542/cover.jpg" /><br></td><br></tr><br><tr><br><td>آدمکش عنصری 1: نیش عنکبوت</td><br></tr><br><tr><br><td>نویسنده: جنیفر استپ</td><br></tr><br><tr><br><td>ژانر: فانتزی شهری، جادو، خون آشامی</td><br></tr><br><tr><br><td>تاریخ انتشار: 4 ژانویه 2010</td><br></tr><br><tr><br><td>مترجم: علی دهقان</td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><span>خلاصه:<br></span></div><br><span> اسم من جین است، و مردم را می کشم.<br>مرا عنکبوت صدا می زنند. من ترسناک ترین آدم کش در جنوب هستم، در اوقاتی که         در پورک پیت مشغول پختن بهترین بریانی در اشلند نیستم. به عنوان یک       ارباب   عنصر سنگ، می توانم هر چیزی، از نجواهای سنگ ریزه زیر پاهایم   تا     ارتعاشات   کوه های آپالاچی در بالای سرم را بشنوم. همچنین جادوی   یخم  برای    پرتاب گاه  و  بی گاه چاقو مفید است. اما در کارم از قدرت   هایم  استفاده   نمی  کنم مگر   اینکه واقعا مجبور باشم. غرور حرفه ای.<br>اکنون که یک ارباب عنصر هوا به من حقه زده و مربی مرا کشته است، می خواهم         انتقام بگیرم. و هر کس که سر راهم قرار بگیرد، خوب یا بد، را نابود  می      کنم.   ممکن است جذاب به نظر برسم، با این حال فردی بدی هستم. که  به  این     دلیل در   دردسر افتاده ام، زیرا کارآگاه دونوان کین سرسخت  قبول  کرده  است    به من کمک   کند. وقتی با جادویی قدرتمندتر از جادوی  خودم می  جنگم  آخرین    چیزی که این   قاتل بی رحم نیاز دارد یک حواس پرتی  است،  مخصوصا  وقتی که  او   بخواهد هم من و   هم دشمنم بمیریم.<div><span><span><strong>لطفا از قرار دادن لینک ها در هر جای دیگر و یا آپلود مجدد خودداری نمایید.</strong></span></span><br><br>فصل اول:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8301187742/Spider_s_Bite_ch_01.pdf.html">Spider&#039;s Bite - ch 01</a><br>فصل دوم:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8301187842/Spider_s_Bite_ch_02.pdf.html">Spider&#039;s Bite - ch 02</a><br>فصل سوم:<br><a href="http://s8.picofile.com/file/8301188000/Spider_s_Bite_ch_03.pdf.html">Spider&#039;s Bite - ch 03</a><br></div><br>  </span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br></div><br></td><br></tr><br></table>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>*HoSsEiN*</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2015/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>ارائه ی ترجمه ی رمان نفس</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1771/</link>
                        <pubDate>Sat, 13 Aug 2016 18:46:39 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام دوستان همه خوبید؟ چند تا پروژه ی ترجمه انتخاب کرده بودم که فعلا اولینش رو استارت زدم. خدا بخواد به ترتیب پیش بریم.اسم رمان نفس هستش ( breathe) نویسنده اش هم خانم ابی گلینز هستن.این رمان...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span><span>سلام دوستان همه خوبید؟ <br>چند تا پروژه ی ترجمه انتخاب کرده بودم که فعلا اولینش رو استارت زدم. خدا بخواد به ترتیب پیش بریم.<br>اسم رمان نفس هستش ( breathe) نویسنده اش هم خانم ابی گلینز هستن.<br>این رمان اولین جلد از مجموعه ی نسیم دریاست... که البته مشهورترین و‌زیبا ترین جلد اونم هست و هر جلد در مورد شخصیت های جداگانه ای هستش.<br>این رمان امتیاز بسیار بالایی داشته و شخصا با توجه به وسواسی که به انتخاب رمان دارم میگم که واقعا ارزش وقت من برای ترجمه و همینطور وقت شما برای خوندن رو داره.هیچی دیگه خلاصه خیلی خفنه</span></span></span>...:دی<br><br><img src="http://s1.picofile.com/file/8263643092/PicsArt_1471070942265.jpg" /><br><br><br>خلاصه <br><br><span><span><span><span><span><span><span><span>کار تابستانه ی سادی وایت قرار نبود غریق نجاتی در کنار ساحل یا کار کردن در قسمت سایبان های اجاره ای مثل بیشتر جوانان های همسن و سالش باشد. با داشتن مادر مجرد باردارش که از کار کردن خودداری میکند سادی مجبور میشود تا کار مادرش را به عنوان خدمتکار خانه برای یک خانواده ی بسیار ثروتمند در جزیره ی نزدیک بگیرد.<br>وقتی که خانواده برای اوقات فراقت تابستانه از راه میرسد سادی با درک اینکه این ویلا برای جکسون ( جکس ) استون جذابترین و آتشین ترین ستاره راک جوان دنیاست شوکه میشود. اگر سادی عادی بود و اگر تمام زندگی اش را بزرگ کردن مادرش و مراقبت از خانه نگذرانده بود درباره ی کار کردن برای یک خدای راک هیجان زده میشد...اما او عادی نبود.<br>حتی با وجود اینکه سادی با شهرت بیش از حد جکس تحت تاثیر قرار نگرفته جکس به سمت او کشیده میشود.همه چیز در مورد سادی برای جکس مجذوب کننده است اما او در مقابل این جاذبه میجنگد. رابطه ها هرگز در دنیایی او کار نمیکنند و همانقدر بد که او را میخواهد باور دارد لیاقت سادی بیشتر از این است. اما همینطور که تابستان به پایان میرسد جکس میفهمد که بدون سادی نمیتواند نفس بکشد.</span></span></span></span></span></span></span></span><br><br><br>مقدمه<br><br><span><a href="http://s1.picofile.com/file/8263644400/%DA%AF.pdf.html">مقدمه</a></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>kristal</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1771/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>لیست کتاب های درحال تایپ بوک پیج</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1215/</link>
                        <pubDate>Fri, 04 Dec 2015 21:01:10 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[کتاب های تایپ شدهتکمیل شدهنام کتاب :غارهای پولادینویسنده: آیزاک اسیموفژانر: علمی-تخیلیسال چاپ: 1372مدیر پروژه: MAMmad*پروژه ی مشترک با زندگی پیشتاز*قسمتی از متن داستان:لی­جی ­بیلی تازه پشت م...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><span>کتاب های تایپ شده</span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/r0usim2v5ayydl382mm1.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>تکمیل شده</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب :<strong>غارهای پولادی</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: <strong>آیزاک اسیموف</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>ژانر: <strong>علمی-تخیلی</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>سال چاپ: <strong>1372</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه: <strong>MAMmad</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><strong><span>*پروژه ی مشترک با زندگی پیشتاز*</span></strong></span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span>قسمتی از متن داستان:<br></span></span><span>لی­جی ­بیلی تازه پشت میزش نشسته بود که متوجه شد آر- سامی بِربِر او را نگاه می کند. بیلی اخم کرد و با کج خلقی پرسید: چی می خواهی؟</span><span>- لی جی، رئیس باهات کارداره، همین الان، هرچه زودتر.<br></span><span><span>- خيله خب. <br></span><br></span><span>آر- سامی همچنان بی هدف سرجایش ایستاده بود. بیلی گفت:</span><span>- گفتم همین الان، نشنیدی، بزن به چاک.<br></span><span>آر ـ سامی روی پاشنه هایش چرخید و پی کارش رفت.</span><br><span>بیلی با خشم و ناراحتی از خود پرسید، چرا نباید کارهای او را یک انسان انجام بدهد. بعد، مکثی کرد تا موجودیِ کیسه­ی توتون­اش را بررسی کند و با خود حساب کرد که اگر هر روز دو بار پیپ­اش را پر کند تا دو روز دیگر هم می­تواند با همان کیسه ی توتون بسازد. </span><br><span>از </span><span>اتاقک خود، که با نرده از قسمت­های دیگر تالار عمومی کارمندان جدا می­شد، بیرون آمد و از میان تالار عمومی گذاشت. از دو سال پیش این شایستگی را پیدا کرده بود که این گوشه­ی نرده کشی شده را به عنوان محل کار، در اختیارش بگذارند.</span><div><a href="http://btm.bookpage.ir/newpostinthread1934.html"><span><span><span>لینک تاپیک</span></span></span></a></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/ip3c6bf0up47ypf16a98.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>تکمیل شده</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب :<strong> شوالیه های بدنام</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: </span><strong><span>دیوید گمل</span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه: <strong>MAMmad</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span><span>*تایپ مشترک با دریم رایز*</span></span></strong></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><strong><span>در مورد کتاب: در آغاز داستان با برده ای جوان به نام لاگ آشنا می شیم که دارای استعداد بزرگ جادویی است و در خواب شاهد باز شدن دروازه های خالی از سکنه بین جهان توسط اولاتار جادوگر و عبورشوالیه های افسانه ای گابالا به درون دروازه خالی از سکنه دنیای دیگر، به قصد نابودکردن همیشگی شر و شکست شیطان هست اما مانانان شوالیه ترسو پا به درون دروازه نمی زاره در حالیکه اولاتار از این موضوع خبری نداره , شش سال می گذره و خبری از شوالیه های گابالا نمی شه اما ...<br><br></span></strong><div><a href="http://btm.bookpage.ir/newpostinthread1933.html"><span><span><strong><span>لینک تاپیک</span></strong></span></span></a></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><span>کتاب های در دست تایپ</span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/o6hi9p81x91ebqvvx3s3.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه یک</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب :<strong> زمین افروز</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: <strong>آرتور سی کلارک</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>ژانر:<strong> علمی-تخیلی</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>سال <strong>چاپ: 1370</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه:<strong> MAMmad </strong></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><span><span>کار تایپ به اتمام رسیده. ارائه در تیر ماه</span></span><br><span><span>*بعد از امتحانات ترم من*</span></span><span><span><br></span></span></div><br><span><span><br>قسمتی از متن داستان:<br></span>مونوریل همان‌طور که از دامنه سرزمین‌های پست بالا می‌رفت سرعت خود را از دست می‌داد. سادلر با خود فکر کرد که هرلحظه ممکن است نور آفتاب برویشان بیفتد. حاشیه بین تاریکی و روشنی آن‌قدر آهسته حرکت می‌کرد، که هر کس با جزئی کوشش می‌توانست دائماً آن را دنبال کند و خورشید را در افق داشته باشد، مگر اینکه مکث نماید. حتی در این صورت هم یک ساعت طول می‌کشید تا آخرین اشعه سوزان آن از سطح ماه محو شود. و شب طولانی ماه شروع گردد.<br>او از دل سرزمینی می‌گشت که دو قرن قبل اولین طلایه‌داران زمینی در آن فرود آمده بودند. سرعت مونوریل اکنون نزدیک به پانصد کیلومتر در ساعت می‌رسد. جدا از هدایت‌کننده بی‌حوصله وسیله نقلیه، که به نظر می‌رسید کار دیگری جز آوردن قهوه بنا به درخواست برای آن‌ها نداشته باشد، تنها مسافران دیگر چهار نفر ستاره‌شناس جمعی رصدخانه بودند. وقتی سادلر سوار بر وسیله نقلیه شد این ستاره‌شناسان با مهربانی سری تکان داده و به‌سرعت در یک بحث تکنیکی با یکدیگر درگیر شده و او را برای همیشه از یاد بردند. سادلر از این بی‌تفاوتی تااندازه‌ای ناراحت شد، پسری خود را با این فکر تسلی داد که آن‌ها او را یک رهگذر موقت پنداشته، و نمی‌دانند برای یک مأموریت به ماه آمده است.</span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/5okk0pr7w731ykt9xjoz.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه دو</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب :<strong>هزارتوی فضا</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: </span><span><strong><span>گیلیان رابین اشتاین</span></strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>ژانر:<strong> علمی - تخیلی</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>سال چاپ: <strong>1389</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه: <strong>AMIR-E - </strong></span><strong>MAMmad</strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>180 صفحه از 270 صفحه تایپ شده</span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><div><span><span><span><span>توقف کار تایپ.</span></span></span></span></div><br><span><span><span><span>خلاصه ی کتاب :<br></span></span><span>مجموعه حاضر از سری کتاب‌های «کودک و نوجوان» است که در آن داستانی استرالیایی برای گروه سنی (د)، به نثر در آمده است. این داستان ادامه داستان «شیاطین فضا» می‌باشد.<br>در خلاصه‌ای از این داستان می‌خوانید: اندرو هیفورد، بعد از بازی رایانه‌ای «شیاطین فضا»، قسمت دوم آن را سفارش می‌دهد. بازی از ژاپن می‌رسد، او فکر می‌کند که می‌تواند از پس<br>مبارزه با بازی جدید بربیاید، اما اشتباه می‌کند. بازی قواعد خاص خود را دارد و اندرو و دوستانش ـ «ماریو»، «الین» و «بن» ـ را به درون جهانی پر از دلهره و وحشت پرتاب می‌کند: هزار توی<br>فضا. آنها شخصیت‌های بازی می‌شوند، به جنگ اهریمن‌های نامرئی بازی می‌افتند و با تاریک‌ترین ترس‌های خود روبه‌رو می‌شوند. بچه‌ها برای فرار از آنجا باید تا اعماق هزار توی اهریمنی<br>پیش روند و معمای آن را حل کنند، وگرنه تا ابد در هزار تو سرگردان می‌مانند.<br></span><span>این کتاب برنده ی جوایز بساری همچون cool و همچنین کاندیدای بساری از فستیوال ها همچون sa شده است .</span></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://uupload.ir/files/lvhu_tofan-barg.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه سه</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب :<strong> توفان برگ</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: </span><span><strong><span>گابریل گارسیا مارکز</span></strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مترجم: <strong>هرمز عبداللهی</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه:</span><strong>MAMmad و </strong><span><a href="http://btm.bookpage.ir/member10.html"><strong>Hermit</strong></a></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><span><span><span>کار تایپ به اتمام رسیده. ارائه در تیر ماه<br>*بعد از امتحانات ترم من*</span></span></span></span></span><br><div><span><span><span><span><br><br> وقتی مردم ماکوندو به در خانه دکتر می آیند این دکتر که رفتار بسیار عجیب و غریبی دارد و سالهاست به طبابت دست نزده از مداوای قربانیان یک شورش سر باز می زند.<br>سال ها بعد دکتر خود را دار می زند و مردم امیدوارند بوی فساد جسدش شهر را پر کند امیدوارند او در گوشه تنهایی خود بپوسد.<br> داستان از مرگ دکتر شروع می شود و روند زندگیش را در یک فضای آمریکای لاتینی دنبال می کنیم داستان از زبان سه راوی روایت می شه و به صورت ناگهانی با تعویض راوی رو به رو هستیم . </span></span></span></span></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://uupload.ir/files/c835_bi_khanemon.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه چهار</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب: <strong> بی خانمان</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده:<strong> هکتور مالو</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه: </span><strong>MAMmad</strong></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><span><span><span>کار تایپ به اتمام رسیده. ارائه در تیر ماه<br>*بعد از امتحانات ترم من*<br><br></span></span></span><span>توضیحات: اضافه می گردد.</span></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/z67vxrkuksf2iogkbo8g.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه پنج</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span>تیم تایپ داستان کوتاه</span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه:<strong>MAMmad و </strong></span><a href="http://btm.bookpage.ir/member10.html"><strong>Hermit</strong></a></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br><tr><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span>توضیحات:<br><span>کار این تیم تایپ داستان های کوتاه است و تا کنون بیش از ده داستان کوتاه تایپ کرده که کمتر از نیمی از ان ارایه گردیده!</span></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://uupload.ir/files/i3lq_5okk0pr7w731ykt9xjoz.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه شش</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب: <strong>الکس رایدر (جلد اول)</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span>کار تایپ مشترک با سایت دریم رایز</span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیر پروژه: </span><strong>MAMmad <span>و</span>  <span>هانیه</span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>ارائه تابستان.</span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>توضیحات:<br><br></strong></span></span><span><span>کتاب دو صفر هیچ اولین کتاب از مجموعه‌ی کتاب های «آلکس رایدر» است. آلکس رایدر، جاسوسی چهارده‌ساله است که از طرف ام‌آی 6 (سازمان جاسوسی انگلستان) به مأموریتی بسیار مهم فرستاده می‌شود. شک ام‌آی 6 از آنجا برانگیخته می‌شود که مردی میلیاردر تصمیم می‌گیرد تا به تمام مدرسه‌های انگلستان، یک «کامپیوتر موج توفان» را مجانی بدهد؛ اما اِم‌آی 6 خیال می‌کند این کامپیوترها، هدیه‌های معمولی نیستند و می‌خواهد بداند آیا رازی در پس پرده‌ی این کامپیوترها هست یا نه. آن‌ها آلکس رایدر را به این مأموریت می‌فرستند تا از ماجرا سر در بیاورد. اما کسانی می‌خواهند او را بکشند. مجموعه‌ی «آلکس رایدر»، مشهورترین مجموعه‌ی جاسوسی دنیا در میان کتاب‌ های نوجوانان است، تا آن‌جا که بسیاری به او لقب «جیمز باند جوان» را داده‌اند. لقب او، یعنی دو صفر هیچ، اشاره به لقب جیمز باند، «مأمور دو صفر هفت»، دارد که به شکل طنز برای رایدر ساخته‌اند.</span></span><span><span><strong><br><br>* کار تایپ جلد اول به انتها رسیده است.</strong></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://uupload.ir/files/3h85_asimov.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه هفت</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب: <strong>خورشید های نیمه عریان</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br><tr><br><td><strong><span>کار تایپ مشترک با زندگی پیشتاز</span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیران پروژه</span>: <strong>MAMmad <span>و </span>leyla</strong></td><br></tr><br><tr><br><td><span>ارائه مرداد ماه.</span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><div><span><span><span><strong>توضیحات:<br><br></strong></span></span></span></div><br></span><div><span><span><span>بعد از ایجاد شهرک های فضایی و پیشرفت این سیاره ها رابطه مهاجرنشینان با انسان زمینی کمرنگ شده و انسان زمینی را آلوده و حاوی بیماری می دانند در این بین در سیاره سولاریا قتلی رخ داده و کاراگاه الیاس بیلی مامور حل معمای قتل می شه و ...<br></span><br><br></span></span></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://8pic.ir/images/xsgr8qsea9qq7xzfoyoe.jpg" /></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه هشت</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب: <strong>اطاق خدمتکار</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>تعداد صفحات: <strong>376</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><strong>کار تایپ مشترک با زندگی پیشتاز</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>مدیران پروژه: <strong>MAMmad و leyla</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><strong><span>خلاصه:<br></span></strong>ورشو، یک سال قبل از جنگ دوم جهانی.<br>هالینا و ترزا دو خواهر با خلقیاتی کاملا متفاوت و در عین حال جدانشدنی هستند. هنگامی که هالینا ازدواج می کند، اتفاقاتی پی در پی رخ می دهد. بین ترزا و رادک، شوهر هالینا، علاقه شدیدی ایجاد میشود که پنهان می ماند. اما بعد از جنگ، اغاز می شود و دو خواهر به عنوان کارگران اجباری به مزرعه ای منتقل می شوند. ان دو خواهر به کمک یک راننده لهستانی از تبعید نجات میابند. انان در اطاقکی در طبقه همکف و دور از محل زندگی بقیه ساکنین قصر زندگی می کنند. دو خواهر جسمی سالم دارند، اما به لحاظ روحی دیگر برایشان نیرویی باقی نمانده است. <br>هنگامی که هالینا از ارتباط بین رادک و ترزا اطلاع می یابد، رابطه خواهران دستخوش تنش هایی می شود...<br>توضیحات:<br>لئونی اوسووکی در رمان اطاق خدمتکار یک مقطع زمانی را آن چنان زنده پیش روی خواننده مجسم می کند که مبدل به شاهکار روانشناسانه ای می شود که دارای تمام کیفیات افسانه سرایی است</span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://uupload.ir/files/py5l_jakes_shomal_va_jonub_1.png" /></td><br></tr><br></table><br><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>پروژه نه</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نام کتاب: <strong>شمال و جنوب</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>سه جلد</span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>نویسنده: <strong>جان جیکس</strong></span></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span>مدیران پروژه: MAMmad </span></strong></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><span><strong><span>توضیحات:<br></span></strong></span><br>سه‌گانه‌ عظیم شمال و جنوب (شمال و جنوب،عشق و جنگ،بهشت و جهنم) شاهکار جان جیکس نویسنده معاصر ایالات متحده در زمینه جنگ داخلی آمریکا است. داستان دو پاره شدن یک ملت، جنگ داخلی، دوستی‌های گسسته، عشق‌های گمشده، رؤیاهای بر باد رفته و دوزخی که حاصل جنگ داخلی در قاره نو بود. جیکس در این سه‌گانه با شرح زندگی، دوستی و دشمنی دو خانواده بزرگ متعلق به دو جبهه شما و جنوب، داستان جنگ لغو برده‌داری و شکل‌گیری آمریکای جدید را در قالب یک رمان بزرگ تاریخی حکایت کرده است. «نیویورک تایمز» در بخش «مرور کتاب» خود آن را چنین توصیف کرده است: «در تاریخ کتاب ایالات متحده،تا کنون هیچ کتابی موفقیت داستان شما و جنوب جان جیکس را کسب نکرده است.»<br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><span><span><span>پی نوشت :<br>داستان سرزمین سایه ها به جدول بالا اضافه می گردد. <br>اگر فردی تمایل به انجام کار تایپ ، ویرایش و تطبیق آثار دارد ، لطفا در پیام خصوصی به ما اطلاع دهد!<br>کتاب های توفان برگ، بی خانمان و زمین افروز به اتمام رسیده اند برای اوایل تابستان بر روی سایت قرار میگیرند. <br>کتاب های دو صفر هیچ الکس رایدر و خورشید نیمه عریان ایزاک اسیموف، در رده بعدی کار تایپ و ارائه قرار دارند.</span></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>R-MAMmad</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1215/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>پله پله تا داستان کوتاه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1158/</link>
                        <pubDate>Tue, 27 Oct 2015 09:20:41 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[تاپیک های اموزشی زیاد داریم. تاپیکهایی که روشهای نوشتن یا موضوعات نوشتن رو آموزش میده.اما اینجا میخوام چیزایی رو بذارم که در طول این مدت توی داستانهای اعضا دیدم.اشکالاتی که تقریبا در کار همه...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[تاپیک های اموزشی زیاد داریم. تاپیکهایی که روشهای نوشتن یا موضوعات نوشتن رو آموزش میده.<br>اما اینجا میخوام چیزایی رو بذارم که در طول این مدت توی داستانهای اعضا دیدم.<br>اشکالاتی که تقریبا در کار همه ی ما مشترکه توی شش قسمت بیان میشه<br><br>خب با توجه به اینکه این روزها مسابقه داستان کوتاه هم توی سایت داشتیم از داستان کوتاه شروع میکنم<br><br><br>آمده‌ایم اینجا که با هم و پله به پله داستان بنویسیم. اگر پایه‌اید، بسم‌الله...<br><br> <br><br><span>جنگ اول:</span><br><br>- داستان کوتاه با رمان فرق دارد. با داستانک هم همینطور. من که آمار نگرفته‌ام، اما آنهایی که آمار گرفته‌اند می‌گویند معروف‌ترین داستان‌کوتاه‌های جهان حجمی بین دو تا چهار هزار کلمه داشته‌اند. <br><br>- داستان کوتاه با دل‌نوشته و یادداشت هم فرق دارد. فرق‌شان هم در عناصر داخلی آن‌هاست که با هم در جلسات پیش رو بررسی می‌کنیم.<br><br>- برای پختن قرمه‌سبزی نیاز به حوصله و زمان دارید. یعنی اول پیاز و گوشت را تفت می‌دهید و بعد سبزی را اضافه می‌کنید و ... پس انتظار نداشته باشید در عرض یک دقیقه و همین اول کار بتوانید داستان بپزید.<br><br>- بیایید از همین اول به هم قول شرف بدهیم که تنبلی نکنیم. اگر قرار است تمرینی را بنویسیم، خب بنویسیم! و اگر قرار است داستانی را بخوانیم، حتما بخوانیم.<br><br>- این را هم گفته باشم که چیزهایی که می‌نویسم خلاصه آموخته‌ها و تجربیات شخصی من است که می‌تواند با نظر دیگران موافق یا مخالف باشد. از خواندن تمرین‌های‌تان (که نتیجه موافقت با حرف‌هایم است) خوشحال می‌شوم، از خواندن نقدها و بحث‌های‌تان هم همینطور.<br><br>- به فعال‌ترین عضو کارگاه در طول این پنج هفته، هدیه‌ای به رسم یاد بود (که جنبه مادی هم در کنار جنبه معنوی خواهد داشت!) داده می‌شود. همینطور داستان‌های نوشته شده در پایان کارگاه در سایت منتشر شده و به بهترین‌شان باز  هم همان هدیه بالا داده می‌شود.<br><br> <br><br><span>چیز داستانی:</span><br><br>- اولین مبحثی که می‌خواهیم درباره‌اش صحبت کنیم «چیز» است. همان «سوژه»، «ایده»، «طرح یک خطی» یا هر «چیز» دیگری که اسمش را می‌گذارید. منظورم همان جرقه‌ای است که با کمی تمرین تبدیل به یک داستان آتشین می‌شود.<br><br>- ایده کجاست؟ این‌جا، آن‌جا، همه جا! ایده می‌تواند یک بو، یک صدا، یک اسم، یک عکس، یک ویژگی اخلاقی، یک نوع حس مثل زبری یا تیزی و ... باشد.<br><br>- سعی کنید ایده جمع‌کن خوبی باشید. از لابه‌لای حرف‌های مردم، از توی فروشگاه، از کنار پیاده‌رو، از هر جایی که نظرتان را جلب کرد، ایده‌ها را جمع کنید و یک جا یادداشت کنید که مطمئنا یک روز به کارتان می‌آیند.<br><br>- یادتان باشد تا وقتی اتفاقی در این ایده‌های ساده نیفتد، نمی‌توانند قابلیت تبدیل شدن به «ایده داستانی» را داشته باشند. یعنی «اتفاق» جز جدانشدنی آن «ایده» است. مثلا شیشه ادکلن برادرتان ایده داستانی نیست ولی وقتی از دست‌تان بیفتد و بشکند، می‌توانید دنباله تصورتان را بگیرید و از این «ایده داستانی» یک داستان بسازید. یا شکوفه‌های درخت توی حیاط شاید به تنهایی ایده داستانی نباشند، ولی وقتی تصور کنید که هر کدام بعد از باز شدن یک پرنده خواهند شد، کم کم آن جرقه داستانی در ذهن‌تان شکل می‌گیرد. <br><br>- برای ایجاد کردن این اتفاق جوگیر باشید. جوگیری که همیشه بد نیست. به ساده‌ترین چیزهای اطراف‌تان جوگیرانه نگاه کنید و ببینید قابلیت همراهی با یک اتفاق و تبدیل شدن به یک داستان را دارند یا نه. (منظور از اتفاق، حادثه اصلی داستان نیست. فقط می‌خواهیم به چیزهای ساده، طور دیگری نگاه کنیم).<br><br>- یادتان نرود ایده مناسب با داستان‌تان را انتخاب کنید. مثلا زندگی غم‌انگیز مادربزرگ‌تان از بدو تولد تا کهنسالی، شاید موضوع خوبی برای یک رمان باشد، ولی قطعا برای داستان کوتاه نیست. حتی اگر یک روز از زندگی مادربزرگتان را بخواهید بنویسید، شاید برای یک داستان بزرگ‌سال مناسب باشد، ولی برای یک داستان کودک نیست. پس قبل از انتخاب ایده، تکلیف‌تان را با خودتان مشخص کنید که چه و برای که می‌خواهید بنویسید.<br><br> <br><br><span>تکلیف هفته: </span><br><br>سه «ایده داستانی» از زندگی‌تان پیدا کنید و در قسمت نظرات بنویسید. یادتان نرود ایده‌هایتان همراه با آن «اتفاق» باشند. (مثلا کتاب‌های روی میزم که به محض باز کردن، تمام ورق‌های‌شان یکدفعه سفید شدند، می‌تواند یک ایده داستانی باشد.)<br><br><br>نتیجه گیری: <br>پس داستان کوتاه صرفا کوتاه نوشتن یک ایده نیست.سه شنبه آینده بخش دوم آموزش داستان نویسی داستان کوتاه ارائه میشود قرار ما همینجا همین ساعت]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>proti</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1158/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>پروژه ی جدید ترجمه !!!!!!!!!!!</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/737/</link>
                        <pubDate>Mon, 29 Jun 2015 08:27:34 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام . من امیر هستم .این تاپیک از پروژه ی جدید بوک پیج در زمینه ی ترجمه خبر میده .با همیاری امیرحسین عزیز یه پروژه ی خوب پیدا کردیم . اسمش هست : شیطان دروناگه بنیامین عزیز همت کنه ، من و ایش...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span>سلام . من امیر هستم .<br><br>این تاپیک از پروژه ی جدید بوک پیج در زمینه ی ترجمه خبر میده .<br><br></span><img src="http://hcot.ir/wp-content/uploads/2014/12/Translation.jpg" /><span><br><br>با همیاری امیرحسین عزیز یه پروژه ی خوب پیدا کردیم . اسمش هست : شیطان درون<br><br>اگه بنیامین عزیز همت کنه ، من و ایشون طراحی جلد و صفحه آرایی رو بر عهده میگیریم .<br><br>من و امیرحسین عزیز ، گروه رو سازماندهی میکنیم .<br><br>منتظرتون هستیم .<br> <br>کسانی که در این زمینه میخوان یاری برسونن بگن ...<br><br><br><br></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>AMIR-E</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/737/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>نظرسنجی در مورد پروژه ترجمه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/460/</link>
                        <pubDate>Thu, 22 Jan 2015 15:25:56 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[نام کتابتعداد شرکت کنندگاندرصد1قیام سرخ5864.44%2مرحمت مرگبار 1314.44%3چرخه کلاغ1213.33%4تطبیق یافته   77.78%  کتاب اول: His Fair Assassinمجموعه: مرحمت مرگبارنویسنده:  رابین لافورزژانر: علمی ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><table class="table table-bordered"><br><tr><br><br><td><strong><span>نام کتاب<br></span></strong></td><br><td><strong><span>تعداد شرکت کنندگان<br></span></strong></td><br><td><strong><span>درصد<br></span></strong></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span><span>1</span><br></span></strong></td><br><td><span><span><em>قیام سرخ</em></span></span></td><br><td><span><span>58</span></span></td><br><td><span><span>64.44%</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><strong><span><span>2</span><br></span></strong></td><br><td><span><span>مرحمت مرگبار <br></span></span></td><br><td><span><span>13</span></span></td><br><td><span><span>14.44%</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>3<br></span></td><br><td><span><span>چرخه کلاغ</span></span></td><br><td><span><span>12</span></span></td><br><td><span><span>13.33%</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span>4<br></span></td><br><td><span>تطبیق یافته   </span></td><br><td><span>7</span></td><br><td><span>7.78%</span></td><br></tr><br></table><br>  <br><span><span><span><span><span><span><br></span></span></span></span></span></span><div><div><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s4.picofile.com/file/8165704300/Grave_Mercy.jpeg" /></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>کتاب اول:<strong> <span><span><span><span><strong>His Fair Assassin</strong></span></span></span></span></strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>مجموعه:<strong> <span><span><span><span><strong>مرحمت مرگبار</strong></span></span></span></span></strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>نویسنده: <span><span><span><span> <strong>رابین لافورز</strong></span></span></span></span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>ژانر: <strong>علمی تخیلی، فانتزی، نوجوانان</strong><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: <span><span><span><span>April 3rd 2012 </span></span></span></span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>زبان: انگلیسی<br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>تعداد صفحه: 549</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><strong><span>وبسایت نویسنده</span></strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br><tr><br><td><span><span><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>bookpage<br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><div><span><span><br><span><span><span><span>ایسمائی  هفده ساله از بی رحمی یک ازذواج اجباری به پناهگاه صومعه سنت  مورتیان می  گریزد، جایی که هنوز خواهران مثدس به خدایان کهن خدمت می کنند  ...</span></span></span></span><br><br></span></span></div><br><div><span><span><br><br></span></span></div><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><a href="https://www.goodreads.com/book/show/9565548-grave-mercy"><strong><span>لينك</span></strong></a></td><br></tr><br><tr><br><td>شخصيت اصلي داستان:<br><div class="spoiler"><br><img src="https://p.gr-assets.com/540x540/fit/hostedimages/1420877754/13284811.gif" /><br></div></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><span><span><br><br></span></span></div><br></div><br><span><span><span><span> <br><a href="https://www.goodreads.com/book/show/7735333-matched">تطبیق یافته</a><br>نوشته آلی کندای<br>کاسیا همیشه به جامعه اعتماد داشته تا برای اون تصمیمات ردست را بگیرد، چه  بخواند، چه ببیند، چه باوری داشته باشد. بنابراین وقتی تصویر زاندر ...</span></span><br></span></span><span><span><br><br></span></span><div><div><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><img src="http://s4.picofile.com/file/8163812326/red.jpg" /></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>کتاب اول:<strong> قیام سرخ</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>مجموعه:<strong> سه گانه قیام سرخ</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>نویسنده: <strong>پیرس براون</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>ژانر: <strong>علمی تخیلی، فانتزی، نوجوانان</strong><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: January 28th 2014 </span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>زبان: انگلیسی<br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>تعداد صفحه: 382</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><strong><a href="http://www.pierce-brown.com/"><span>وبسایت نویسنده</span></a></strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>مترجم: <a href="http://btm.bookpage.ir/member110.html"><strong><strong><span>abol19</span></strong></strong></a></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>تکمیل و تغییر داده شده توسط س.ف<br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>رمز عبور: bookpage<br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><blockquote><div><span><span><strong>برنده بهترین نویسنده تازه کار سال 2014 از نگاه خواننده های گودریدز<br></strong></span></span></div><br></blockquote><div><span><span><br>دروو یکی از  مردمان سرخ است یک معدنچی درون معادن مریخ؛ وظیفه او استخراج مقدار کافی از  المنت‌های باارزش برای زندگی روزمره انسان‌ها در سطح مریخ است. مردمان سرخ  آخرین امید بشریت هستند. یا این‌جور به نظر می‌رسید تا اینکه...<br>دروو به دروغ پی برد به اینکه مریخ توسط مردمانی که خود را نسل طلایی  می‌خوانند نسل‌هاست قابل سکونت و هم‌زیستی است. طبقه‌ای از مردم که دروو و  همنوعانش را به چشم برده‌هایی نگاه می‌کنند که باید تا سر حد مرگ و بدون  هیچ‌گونه تفکری کار کنند. دروو به کمک گروهی مرموز از شورشیان خودش را  به‌جای یک شهروند طلایی جا میزند و به مدرسه فرماندهی نفوذ می‌کند تا  ستمگران را از درون به پایین کشد؛ اما مدرسه فرماندهی میدان جنگ است و دروو  تنها کسی نیست که با هدف به آن واردشده است.<br><br></span></span></div><br><div><span><span><br><br></span></span></div><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><strong><a href="http://btm.bookpage.ir/thread600.html#post3692">جلد دوم</a><br></strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><br></tr><br><tr><br><td><span><span><br></span></span></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><span><span><br> </span></span><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><span><img src="http://s5.picofile.com/file/8165551484/boy_1.jpg" /> </span></span><br></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><span>کتاب اول:<strong> <strong>پسران کلاغ</strong></strong><br></span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span><span>مجموعه:<strong> <strong>چرخه کلاغ</strong></strong><br></span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>نویسنده: <span>مگی استیفویدر</span></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>ژانر: <strong>پارانرمال، فانتزی، نوجوانان، جادو داستانی</strong><br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>سال انتشار: 2012</span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>زبان: انگلیسی<br></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>تعداد صفحه: </span>416</span></td><br></tr><br><tr><br><td><span><span>این کتاب نوشته مگی استیفویدر نویسنده کتاب های پرفروش و تحسین شده، سه گانه گرگ های مرسی فالز و نژادهای عقرب که مجموعه ای مسحور کننده و جدید که در آن قطعی بودن مرگ و مادیت عشق، ما را به جایی که قبلا هرگز در آن نبوده ایم می برند. می باشد. این کتاب نامزد جایزه برام استوکر؛ دستاورد برتر در رمان بزرگسالان جوان 2012 و YALSA بهترین داستانی برای نوجوانان (ده به بالا) سال 2013 شده است. </span><br></span></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><div><span><span>نیو گفت: «تنها دو دلیل وجود داره که که یه غیرپیشگو یه روح رو تو عید سنت مارک ببینه. یکی این که عشق واقعیش باشی یا اینکه کشته باشیش.»<br> این امر در حیاط کلیسا بهت آور است، حتی قبل از رسیدن مرگ.<br>هر ساله بلو سارگنت کنار مادر پیشگویش می ایستد تا مرگ زودرس عقب برود. بلو خودش هرگز آن را ندیده است، نه تا امسال، زمانی که یک پسر از تاریکی پدیدار می شود و مستقیم با او حرف می زند.نام پسر گنسی است و بلو به زودی کشف می کند که او یک پسر پولدار در آگلیونبی، مدرسه خصوصی محلی است. سیاست بلو دور ماندن از پسرهای آگلینوبی است. آنها به عنوان پسران کلاغ مشهورند و فقط می توانند دردسر درست کنند؛ اما بلو به شکلی که نمی تواند آن را به طور کامل توضیح دهد جذب گنسی می شود. گنسی همه چیز دارد (خانواده، پول، ظاهر خوب، دوستان باوفا) اما او به دنبال خیلی بیشتر از اینهاست. او در یک کاوش است که سه پسر کلاغ دیگر را هم در بر می گیرد: آدام، دانش آموز بورسیه ای که از هر تبعیضی در موردش ناراحت می شود، رونان، روح قدرتمندی که بین خشم و یاس در نوسان است و نوح، ناظر کم حرف گروه چهار نفره که به خیلی چیزها توجه می کند اما خیلی کم حرف می زند.از زمانی که بلو می تواند به یاد آورد به او هشدار داده شده بود که او باعث مرگ عشق واقعیش می شود. او هرگز نمی اندیشید که این گونه باشد؛ اما اکنون که زندگی او با دنیای عجیب و شوم پسران کلاغ درهم آمیخته است او دیگر چندان مطمئن نیست.<br><br></span></span></div><br><div><span><span><br><br></span></span></div><br><table class="table table-bordered"><br><tr><br><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><br></div><br></div><br><span><span> <a href="https://www.goodreads.com/book/show/17675462-the-raven-boys">چرخه کلاغ</a><br><a href="https://www.goodreads.com/book/show/15839976-red-rising">قیام سرخ</a><br><br><br></span></span></div><br><span><span><br></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/projects-polls/">پروژه ها+نظرسنجی</category>                        <dc:creator>proti</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/460/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		