<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									بحث های ادبی - بوک پیج				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/</link>
            <description>بوک پیج, صفحات کتاب زندگی</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Sun, 09 Aug 2026 19:18:25 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>هنوز اندر خم یک کوچه ام!!!(قلم فرسایان جواب بدند)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2345/</link>
                        <pubDate>Fri, 01 Mar 2019 10:03:19 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[چند وقت پیش داشتم کتاب چرک نویسی که توش مینویسم رو ورق میزدم.شاید ۱۵ موضوع و خط سیر داستانی مختلف بود که از هر کدوم چند صفحه ای نوشته بودم و بعد چند وقت خوشم نیومد و رفتم سراغ یه خط دیگه.نمی...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[چند وقت پیش داشتم کتاب چرک نویسی که توش مینویسم رو ورق میزدم.<br>شاید ۱۵ موضوع و خط سیر داستانی مختلف بود که از هر کدوم چند صفحه ای نوشته بودم و بعد چند وقت خوشم نیومد و رفتم سراغ یه خط دیگه.نمیدونم همه ی دوستانی که دست به قلم دارن با این موضوع مواجهن؟راه حل چیه؟]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>Hooman</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2345/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>اشعار شاه نعمت الله ولی یا (پیشگویی درباره ایران)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1913/</link>
                        <pubDate>Thu, 27 Oct 2016 21:54:43 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[دوستان نمیدانم چند نفر اینجا به عرفان و تصوف علاقه دارند یا باورش دارند به هرحال یکی از سوفیان بزرگ تاریخ که مورد تایید و ارادت حافظ هم بوده شاه نعمت الله ولی هستش که ایشون اشعار زیادی دربار...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[دوستان نمیدانم چند نفر اینجا به عرفان و تصوف علاقه دارند یا باورش دارند به هرحال یکی از سوفیان بزرگ تاریخ که مورد تایید و ارادت حافظ هم بوده شاه نعمت الله ولی هستش که ایشون اشعار زیادی درباره اینده ایران داره. یه مدته بحث این شاعر و اشعارش زیاد شده با تحریف و بی تحریف اشعارش رو به خودشون میبندن یعنی اگر جستجو کنید توی اینترنت چهارتا نسخه یکجور پیدا نمیکنید از این شعر.<br>اگر داشتید حتما بگذارید<br>هر گروه و دسته هم اشعار رو باب میل خودشون تفسیر میکنندگفتم اشعار رو بذارم و روش بحث کنیم پس شعر رو ذره ذره میذارم که ببینید قدرت این شاعر بزرگ رو<br>این شعر قسمتی از دیوان اوست که در حدود 800 سال پیش سروده شده و در ان همانند نوستراداموس حوادث بسیاری را بویژه در سرزمین پارس پیش بینی کرده است.البته دریافت اشارات اشعارش احتیاج به دقت و اطلاعات کافی دارد.<br>بریم سر بخش اول اشعار<br><br>قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم<br>از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از سر یار می بینم<br>از سلاطین گردش دوران یک بیک را سوار می بینم<br>هر یکی را بمثل ذره نور پرتوی آشکار می بینم<br>بعد از آل ائمه اطهار دیگری را سوار می بینم <br>از پس شاهی همه اینها چند سلطان بکار می بینم<br>از بزرگی و رفعت ایشان صفوی بر قرار می بینم<br>چند سلطان ز نسل او پیدا همه را بر قرار می بینم<br>آخر پادشاهی صفوی یک حسینی بکار می بینم <strong>(شاه سلطان حسین)</strong><br>از بخارا هرات و بلخ و سرخس لشگری بیشمار می بینم<br>باز بعد از خرابی ایشان سار بانی بکار می بینم<br>نادری در جهان شود پیدا قامتش استوار می بینم <strong>(نادرشاه افشار)</strong><br>بیست و شش سال پادشاهی او تا بگردون غبار می بینم<br>آخر عهد نوجوانی او قتل او آشکار می بینم<br>پادشاهی ز نو شود پیدا تیغ او آبدار می بینم<br>بیست و پنج است پادشاهی او سکه اش بی عیار می بینم<br>چون ز نسلش بسی ولد ماند بوالعجب روزگار می بینم<br>پادشاهی بود محمد نام شهیش با وقار می بینم<br>ده و هفت است پادشاهی او اولش با وقار می بینم<br>لشکرش سی سه صف برای جلال جنگ او آشکار می بینم<br>عهد آن شاه کشور دوران دو بلا آشکار می بینم<br>یک تزلزل بود یکی طاعون حال مردم فکار می بینم<br>غارت و قتل شیعیان علی دست ایشان بکار می بینم<br>غین و شین چونکه بگذرد از سال این اساس آشکار می بینم<br>شهر تبریز را چو کوفه کند شهر طهران را قرار می بینم<br>جنگ او در میان تبریز است فتح او آشکار می بینم<br>در صفا هان چو او پیاده شود در ابر قو سوار می بینم<br>چون بهم می رسند شاه و سوار قتل او آشکار می بینم<br>قتل آن شاه کشور دوران در صف کار زار می بینم<br>اربعین است پادشاهی او دولتش کامکار می بینم<br>دائم او را همی ز کثرت لیل لیل او بی نهار می بینم<br>لیک آن شاه را زیانی هست محرم او نگار می بینم<br>چون فریدون به تخت بنشیند دولتش بر قرار می بینم<br>صر صر دیگرش شود پیدا پای او در رکاب می بینم<br>مسکن و فوت او در اصفهان بر سر مرغزار می بینم<br>حاکم قندهار مثل شتر بر دماغش مهار می بینم<br>حکم درباره اش صدور دهند سر او را بدار می بینم<br><br><br>این بخشی از شعره<br>به نظرتون میشه؟ شدنیه یکی بیاد با شعر پیشگویی کنه؟ <br>نظرتون درباره شعر چیه؟<br>این شعر خط به خط توی تاریخ هست]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>hamid.sarabi902</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1913/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>علم یا ثروت</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1818/</link>
                        <pubDate>Thu, 25 Aug 2016 15:36:19 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام به همگی :67:علم یا ثروت ؟؟؟؟سوالی که ممکنه برای همه پیش بیاد خوب فکر کنین و یه جواب بدین که از نظر شما کدوم بهتره لطفا از همه جهات نگاه کنین به قضیه :3:]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام به همگی :67:<br>علم یا ثروت ؟؟؟؟<br>سوالی که ممکنه برای همه پیش بیاد <br>خوب فکر کنین و یه جواب بدین که از نظر شما کدوم بهتره<br> لطفا از همه جهات نگاه کنین به قضیه :3:]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>hera</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1818/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>پس از خواندن کدامین کتاب پشیمان شدید؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1766/</link>
                        <pubDate>Sat, 13 Aug 2016 07:58:54 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[کتاب های زیادی هستن که آدما زمانی که می خوننشون، خودشون رو لعنتی می کنن که چرا اصلاً نزدیک این کتاب شدم.من خودم بعد از خوندن طلسم تقدیر( تا صفحه 20!) خودم رو لعنت کردم. آخه منو چه به این کتا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[کتاب های زیادی هستن که آدما زمانی که می خوننشون، خودشون رو لعنتی می کنن که چرا اصلاً نزدیک این کتاب شدم.<br>من خودم بعد از خوندن طلسم تقدیر( تا صفحه 20!) خودم رو لعنت کردم. آخه منو چه به این کتاب. تو سن 12 سالگی. یه مجموعه کتاب هم بود به نام سرزمین سحر آمیز. همشو خریدم. بچه که بودم. خیلی هم اون موقع دوست داشتم. ولی حالا میگم این چه کاری بود من کردم. حدود سی چهل جلد. همشون الان تو کتابخونم دارن خاک می خورن. کلی پول دادم براشون.:12f1dcb03b9bb8e8cc7]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>ZAHRA*J</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1766/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>دیالوگ های ماندگار</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1749/</link>
                        <pubDate>Thu, 11 Aug 2016 08:50:27 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام.تاپیکی که باز شده، از اسمش کاملاً مشخصه توش چه خبره. هر کسی میاد از بین رمان و یا کتاب هایی که خونده، یه قسمتشو که خیلی به نظرش قشنگ بوده اینجا می زاره. خواهشاً اسم کتاب و نویسنده اش رو...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام.<br>تاپیکی که باز شده، از اسمش کاملاً مشخصه توش چه خبره. هر کسی میاد از بین رمان و یا کتاب هایی که خونده، یه قسمتشو که خیلی به نظرش قشنگ بوده اینجا می زاره. خواهشاً اسم کتاب و نویسنده اش رو هم بزارید.<br>از خودم شروع می کنم:<br><span><span><div><span>مهم نیست اکنون زندگی ام چگونه میگذرد ،</span><br><span>عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !<br>  <br>خاطرات من، پابلو نرودا</span></div></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>ZAHRA*J</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1749/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>چرا سیاهنمایی در داستان را دوست داریم؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1737/</link>
                        <pubDate>Fri, 05 Aug 2016 15:25:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلامدر دنیای واقعی هیچ آدم سالمی نیست که از حس های منفی مثل ترس و عصبانیت و شرم و ... خوشش بیاد. یا اینکه براش اتفاقات بدی بیفته. ولی وقتی یه داستان می خونیم از این مسائل در مورد شخصیت ها شا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام<br>در دنیای واقعی هیچ آدم سالمی نیست که از حس های منفی مثل ترس و عصبانیت و شرم و ... خوشش بیاد. یا اینکه براش اتفاقات بدی بیفته. ولی وقتی یه داستان می خونیم از این مسائل در مورد شخصیت ها شاید لذت ببریم حتی. نمونه اش رمان های نغمه ای از یخ و آتش که پر از این مسائله طرفداران زیادی داره.<br>دلیل این مسئله چیه به نظرتون؟]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>lord.1711712</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1737/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>انتظارات شما از یک داستان چیست؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1669/</link>
                        <pubDate>Mon, 18 Jul 2016 14:31:33 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[به هر حال ما هر کتابی را نمیخوانیم. به ازای خواندن کتاب ها ما انتظار دریافت چیزی از متن را داریم. غرق شدن در هنر؟ زندگی ای جدید را تجربه کردن؟یا کسب مفهومی تازه از زندگی؟حداقل چه سطحی از نوش...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<span><span>به هر حال ما هر کتابی را نمیخوانیم. به ازای خواندن کتاب ها ما انتظار دریافت چیزی از متن را داریم. <br>غرق شدن در هنر؟ <br>زندگی ای جدید را تجربه کردن؟<br>یا کسب مفهومی تازه از زندگی؟<br><br>حداقل چه سطحی از نوشتار چیزی است که میخواهید؟ <br>چه عناصری در داستان ضروری است؟ <br><br>نویسندگان بزرگ چه چیز هایی داشتند که انتظارات شما برآورده شده؟ <br>نویسندگان جوان چه نیاز دارند؟ <br><br><br><br><br><br>پ.ن: دوستان اگر عنصر خاصی را مثال میزنید نام داستانی که این عنصر در آن برجسته است را هم بیاورید. ممنون.<br></span></span>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>lord.1711712</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1669/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>تفاوت داستان ،نثر ادبی و شعر</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1662/</link>
                        <pubDate>Thu, 14 Jul 2016 07:50:50 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[موضوع که جدیداً ذهنمو مشغول کرده تفاوت نثر ادبی و شعر و داستانه، چه چیزی یه نثر ادبی بسیار زیبا را از داستان جدا می کنه، گاهی حتی نثر ادبی با داستان هم اشتباه گرفته میشه . این تاپیک را زدم ت...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[موضوع که جدیداً ذهنمو مشغول کرده تفاوت نثر ادبی و شعر و داستانه، چه چیزی یه نثر ادبی بسیار زیبا را از داستان جدا می کنه، گاهی حتی نثر ادبی با داستان هم اشتباه گرفته میشه .<br> این تاپیک را زدم تا شاید کمی در این مورد بیشتر حرف بزنیم و داستان را با یه نثر ادبی اشتباه نگیریم.<br><br>جهت اطلاع عمومی بیشتر از یکی دو تا سایت دیگه یک سری تعریف میزارم :<br><br><br><br>نثر در اصطلاح: "دکتر حسین خطیبی" ضمن نقل این تعریف: "نثر، کلامی است که وزن وقافیه نداشته باشد"، به بیان تعریف دیگری از نثر می پردازد. او می نویسد: "کلامی که در آن، مفاهیم و معانی با وضوح و روشنی و رسایی و با نظم فکر و منطقی بیان می شود و تنها وظیفهء لفظ در آن بیان معنا است. جمل با مراعات موازین دستوری بایکدیگر می پیوندند و معانی بی هیچگونه قطع و انحرافی، بیان می شوند و راست و مستقیم پیش می روند. وصل و فصل جمل، برمبنای توالی افکار و روش طبیعی و قواعد مشخص زبان استوار است." <br><div>(خطیبی دکتر حسین، فن نثر در ادب پارسی، چاپ دوم، انتشارات زوار، تهران 1375 ، ص 29)</div><br><br>خصوصیات نثر<br><br>باتوجه به تعاریف مذکور و تعریف های دیگری که از نثر صورت گرفته، خصوصیات نثر را می توان اینگونه برشمرد:<br><br>-نثر، کلامی است ساده و مکتوب، به هم پیوسته، با توالی جمله های روشن و مطابق قواعد زبان.<br><br>-نثر عاری از قیود شعر (وزن وقافیه) است و در استفاده از صنایع لفظی و معنوی آزاد می باشد.<br><br>-هدف در نثر، انتقال طبیعی فکر و اندیشه می باشد.<br><br>-الفاظ، به طور طبیعی در جای خود قرار می گیرند.<br><br>انواع نثر<br><br>نثر از نگاه آثار و شیوه های آن، به  گونه های زیر تقسیم می شود:<br><br>الف. نثر محاوره یی یا گفتاری: نثر محاوره یی یا گفتاری، نثری است که هیچگونه قید و قاعده ای را نمی پذیرد و از لحاظ تناسب الفاظ و کیفیت تطابق آن ها با معانی، تابع مقرراتی نیست. پیوستگی معانی و افکار، در آن مدنظر نمی باشد. الفاظ بدون انتخاب در کنار هم قرار می گیرند. جمله ها ساده و کوتاه و گاه بریده بریده  ذکر می شوند. واژه ها و گاه افعال تکرار می شوند. آرایش لفظی را نمی پذیرد. نمونه های نثر گفتاری را در کتاب های "سمک عیار"، "چرند و پرند" علی اکبر دهخدا، "دوستی خاله خرسه" از محمد علی جمال زاده، و آثار صادق هدایت، جلال آل احمد و زین العابدین مراغه ای، می توان یافت. نمونهء نثر گفتاری از کتاب عباس آرمان می خوانیم:<br><br>"غلام نمی خواست در مقابل درد و خستگی از پای درآید. باید غیرت می کرد و می رفت. باید تصمیم خود را می گرفت. در زندگی آدم، یک همینطور لحظاتی است ک سرنوشت ساز است. اگر می خواهی سرنوشت خود را بسازی، باید از خیلی چیزها تیر شوی."<br><br>(آرمان عباس، گل های سیاه، چاپ اول، انتشارات مطبعه صنعتی حبیب الله حسیب، کابل 1383، ص 57 )<br><br>نثر، کاربرد عمومی دارد. هرکس می تواند بنویسد.<br><br>نثر، خالی از احساسات و عواطف می باشد مگر در نثر فنی.<br><br>ب. نثر علمی: نثر علمی نثری است که کلمات آهنگین، ترکیبات تازه، شیوۀ بیان علمی و ادیبانه، در آن به کار نمی رود. از تشبیهات، کنایات و استعارات کمتر استفاده می شود. در مقابل از اصطلاحات علمی زیادتر استفاده می گردد.<br><br>ج. نثر فنی یا ادبی: مقصود از نثر فنی یا ادبی، آن نثری است که الفاظ براساس یک قاعدهء بیانی، انتخاب و در کنار هم قرار می گیرند. استفاده از تشبیهات و کنایات و استعاره ها به وفور در آن دیده می شود. ایجاز، شرط اصلی آن است. قواعد دستوری الزامی نمی باشد. زینت و جمال آرایی کلام، رکن عمدهء آن را تشکیل می دهد.<br><br>بنابراین، مقصود در نثر ادبی، خلق زیبایی است که به واسطهء کلمات به وجود می آید. قدرت ایجاد و اختراع تعبیرات، شکوه و جلال معانی و تصورات و نقش ها، قواعد سبک و انشأ، موسیقی کلمات و جمله ها، فرار از تکرار، شور و احساسات، از ویژگی های نثر ادبی به شمار می آیند. در نثر ادبی؛ قصد شرح واقعه، اثبات قضیه، نفی مطلبی یا توضیح موضوعی نمی باشد، بلکه نویسنده درنثر ادبی می خواهد مطلبی را به گونه ای شاخ و برگ دهد و باتشبیه و کنایه بیان نماید که خواننده را مجذوب خود نماید و تحت تأثیر قرار دهد.<br><br>د. نثر مرسل: نثر مرسل، نوشته يی است که معنا به صورت روشن در قالب الفاظ رسا  و صریح بیان می شود. پیچیدگی های معنایی در آن وجود ندارد. قواعد دستور و نظم معنوی رعایت می گردد. کلمات، فصیح، خوش آهنگ و فاخر انتخاب می شوند. ترکیب های تازه وشیوهء بیان ادیبانه دارد. ضوابط شعری را می پذیرد. آرایش های کلامی، آن را زیبا و دلپذیر می سازد.<br><br>***<br><br>در اخر به نظرم روی هر متن قشنگی نمیشه اسم داستان را گذاشت.]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>*HoSsEiN*</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1662/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>کتاب ترجمه کنیم یا نکنیم؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1658/</link>
                        <pubDate>Wed, 13 Jul 2016 07:15:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[به نظر شما، با توجه به اینکه الان بازار فانتزی خونی تو جامعه داغ شده، و تمام کتاب های دارای رده بالای 4 توسط یک یا چند انتشاراتی برای چاپ انتخاب میشن، آیا سایت هایی مثل ما باید به ترجمه کتاب...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[به نظر شما، با توجه به اینکه الان بازار فانتزی خونی تو جامعه داغ شده، و تمام کتاب های دارای رده بالای 4 توسط یک یا چند انتشاراتی برای چاپ انتخاب میشن، آیا سایت هایی مثل ما باید به ترجمه کتابی اقدام کنن؟]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>mehr</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1658/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>کی می تونه یک مترجم باشه؟</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1655/</link>
                        <pubDate>Tue, 12 Jul 2016 06:53:14 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[به نظر شما، چه کسی توانایی ترجمه رو داره؟ چه ویژگی باید داشته باشیم که بهمون لقب مترجم بدن.با چه سطح سوادی میشه یک مترجم شد؟داشتن دیکشنری مهم است؟ چقدر نگاه کردن به دیکشنری برای پیش پا افتاد...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[به نظر شما، چه کسی توانایی ترجمه رو داره؟ چه ویژگی باید داشته باشیم که بهمون لقب مترجم بدن.<br>با چه سطح سوادی میشه یک مترجم شد؟<br>داشتن دیکشنری مهم است؟ چقدر نگاه کردن به دیکشنری برای پیش پا افتاده ترین لغات مهم است؟ <br>چطور یک جمله رو ترجمه می کنید؟]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/literary-discussions/">بحث های ادبی</category>                        <dc:creator>mehr</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/1655/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		