<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									بایگانی - بوک پیج				            </title>
            <link>https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/</link>
            <description>بوک پیج, صفحات کتاب زندگی</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Mon, 21 Sep 2026 21:49:30 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>It (او)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2530/</link>
                        <pubDate>Wed, 16 Sep 2020 08:32:57 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام خسته نباشید والله به نظر بنده این کتاب که نویسندش استفن کینگ هستش و فیلم‌هاشم که ساخته شد و رکود جن‌گیرم زد انتخاب خوبی میتونه باشه من که خیلی گشتم تا ترجمه شو پیدا کنم ولی نشد- - - - -...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام خسته نباشید والله به نظر بنده این کتاب که نویسندش استفن کینگ هستش و فیلم‌هاشم که ساخته شد و رکود جن‌گیرم زد انتخاب خوبی میتونه باشه من که خیلی گشتم تا ترجمه شو پیدا کنم ولی نشد<br><br><span>- - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -</span><br><br>این نباید اینجا باشه درسته؟:65:]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>salmanipuormahdi13792</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2530/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>سه گانه ارباب حلقه ها</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2519/</link>
                        <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 09:23:50 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام به همه دوستان دیشب داشتم هاردم رو مرتب میکردم دیدم سه گانه حلقه ها رو که از سایت مرحوم Wizardingworld قبلا گرفته بودم رو روی هاردم دارم گفتم بزارم دوستان استفاده کنامتیاز منفیم زیاده دو...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام به همه دوستان دیشب داشتم هاردم رو مرتب میکردم دیدم سه گانه حلقه ها رو که از سایت مرحوم Wizardingworld قبلا گرفته بودم رو روی هاردم دارم گفتم بزارم دوستان استفاده کنن<br><div><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/cZdgIF27KI/01_-_The_Fellowship_of_the_Ring_1.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/cZdgIF27KI/01_-_The_Fellowship_of_the_Ring_1.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/ojAbQQ9TdQ/02_-_The_Fellowship_of_the_Ring_2.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/ojAbQQ9TdQ/02_-_The_Fellowship_of_the_Ring_2.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/SBbi7bOIaC/03_-_The_Two_Towers_1.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/SBbi7bOIaC/03_-_The_Two_Towers_1.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/ihrxev1J8Z/04_-_The_Two_Towers_2.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/ihrxev1J8Z/04_-_The_Two_Towers_2.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/HfV8tfgbCm/05_-_The_Return_of_the_King_1.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/HfV8tfgbCm/05_-_The_Return_of_the_King_1.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/VPNOktFw34/06_-_The_Return_of_the_King_2.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/VPNOktFw34/06_-_The_Return_of_the_King_2.pdf/dl</a><br><a href="http://cdn.persiangig.com/download/QQejdAvXdo/Zamaem.pdf/dl">http://cdn.persiangig.com/download/QQejdAvXdo/Zamaem.pdf/dl</a></div><br><br><br>من امتیاز منفیم زیاده دوستان خودتون گل ریزون کنین تا امتیاز هام به صفر حداقل نزدیک بشه ممنون]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>AliM</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2519/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>درخواست ترجمه</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2512/</link>
                        <pubDate>Sat, 18 Jul 2020 09:10:40 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[اگه کتابی رو برای ترجمه بزارم امکان ترجمه هست کجا باید بزارم ممنون]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[اگه کتابی رو برای ترجمه بزارم امکان ترجمه هست کجا باید بزارم ممنون]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>mamad1221na2</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2512/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>بهشت کودک</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2495/</link>
                        <pubDate>Wed, 20 May 2020 01:06:00 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[نام داستان: بهشت کودکنویسنده: نجیب محفوظمترجم: محمدحسن سجودینسخه: pdfکاری از تیم تایپ بوک‌پیجتاریخ آپلود (دوباره): 1399/02/31بهشت کودکبهشت کودکبوک پیج]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td>نام داستان: بهشت کودک</td><br></tr><br><tr><br><td>نویسنده: نجیب محفوظ</td><br></tr><br><tr><br><td>مترجم: محمدحسن سجودی</td><br></tr><br><tr><br><td>نسخه: pdf</td><br></tr><br><tr><br><td>کاری از تیم تایپ بوک‌پیج</td><br></tr><br><tr><br><td>تاریخ آپلود (دوباره): 1399/02/31</td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><span><span><strong>بهشت کودک</strong></span></span></td><br></tr><br><tr><br><td><div><div><br></div><br><a href="http://s12.picofile.com/file/8397682700/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9.pdf.html">بهشت کودک</a><br></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><strong>بوک پیج</strong></td><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table><br><div><strong><span><br></span></strong></div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>reza379</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2495/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>ترجمه جدید، فن فیکشن مرد عنکبوتی</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2443/</link>
                        <pubDate>Mon, 25 Nov 2019 17:43:33 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام به همه، خب بریم سر اصل مطلب. دیدم تعداد ترجمه گرا کم شده گفتم بیام یه دستی به کار ترجمه گری بزنم ببینیم با این به جایی میرسیم یا نه.این فصل اول مجموعه داستانی عنکبوت از سری فن فیکشن های...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام به همه، خب بریم سر اصل مطلب. دیدم تعداد ترجمه گرا کم شده گفتم بیام یه دستی به کار ترجمه گری بزنم ببینیم با این به جایی میرسیم یا نه.<br>این فصل اول مجموعه داستانی عنکبوت از سری فن فیکشن های مردعنکبوتی هست، داستان از این قراره که شخصیت اصلی داستان که یه شخص اوتاکو (خونه نشین و کتابخون) از دنیای مدرنی جای اسپایدرمن رو گرفته، از اونجا داستان ادامه پیدا میکنه.<br>تلاشم رو میکنم که حداقل هر دو هفته یکبار فصل جدید این فن فیکشن رو آپدیت کنم.<br>ولی اگه فن دیگه ای توی حوزه فانتزی مثل هری پاتر یا کتابهای جادو جنبلی میخواید یه اطلاع بدین. <br>چون از روال کاری این فروم ها خبری ندارم شاید بعضی از کتاهایی که میخوام دستی تو ترجمشون ببرم مجاز نباشن.<br>داستان فصل اوش ناقصه چون همین نیم ساعت پیش شروع کردم به کار ترجمه.<br>اگه سوالی بحثی بود میتونید پیام بدید.<br>به هر حال اینم از فصل اول عنکبوت:<br><br><br> <span>دردی که روی دستام احساس میکردم خیلی شدید بود، شبیه زمانی که آهن داغی رو به دستت میگیری. داشتم تلاشم رو میکردم که از شدت درد ناله نکنم ولی فریادی از شدت درد سر دادم.<br></span><br><br><span>(آهههههههه)<br></span><br><br><span>یک دفعه ای متوجه شدم که من یجای دیگه هستم.</span><br><br><span>سطح زمین که از مرمر صاف و آینه ای پوشیده شده بود، صورت گچ مانند و موهای قهوه ای همراه با بزرگترین عینک های گردی که تا حالا دیده بودم رو به من نشون میداد.</span><br><br><span>کسی از پشت صدا زد: "آقای پارکر، حالتون خوبه؟"</span><br><br><span>من به زمین نگاه کردم، صورت روی سنگ مرمری حرکت من رو تکرار کرد. ناباورانه از خودم پرسیدم &#039;این منم؟ &#039; دستام درد میکرد، یه نگاهی به دستام انداختم و دیدم که دستام باد کرده و جای دو تا نیش روی مچم هست.</span><br><br><span>دوباره همون شخص صدام کرد: "آقای پارکر؟ آقای پارکر؟"<br></span><br><br><span>پلک زدم، اصلا متوجه جمعیت دانش آموزانی که من رو حلقه زده بود نشده بودم. اونا جوری به من نگاه میکردن که انگار یه جانور نادر داخل یه قفسم، و درست بغل من یه خانم حدود 50 ساله با موهای جوگندمی ایستاده بود.<br></span><br><br><span>ناگهان یه اسم به ذهنم رسید، &#039;خانم سونادا&#039; ، اون یه معلم علوم بود، معلم علوم خود من. دوباره پلک زدم &#039;این درست نیست،من هیچ موقع اونو توی عمرم ندیده بودم!&#039;<br></span><br><br><span>خانم سونادا دوباره منو صدا کرد: "آقای پارکر، حالت خوبه؟"</span><br><br><span>پلک زدم و از روی غریزه جواب دادم: "م- من حالم خوبه" بطور ناگهانی درد شدیدی رو روی دستم احساس کردم بطوری که خودم رو کمی به عقب کشیدم، دستم به شدت درد میکرد.</span><br><br><span>معلم زمزمه کرد:"خیلی بد به نظر میرسه، باید جای نیش ها چک بشه." رو به بچه ها کرد و گفت:" خیلی خب بچه ها! این کلاس رو زودتر تعطیل می کنیم! همتون با هم برید به پارکینگ"</span><br><br><span>یه نوجوان بلندقد بلوند با صدای بلندی گفت: "ها! یه دفعه ام اون پارکر بدردنخور یجا بکار اومد!"<br></span><br><br><span>یه نگاهی به اطرافم انداختم، به نظر میرسید داخل یه آزمایشگاه باشم، داشمندا با لباس های سفیدشون داشتند راه میرفتند، مانیتورهایی که روی دیوارها قرار داشتند نحوه تکامل و تغییر dna آدم ها رو نشون میدادند. عددهای روی مانیتورها تغییر میکردند، نمیدونستم چطور ولی معنی اون ها رو میدونستم.<br></span><br><br><span>خانم سونادا من رو زمزمه کنان به سمت خروجی آزمایشگاه راهنمایی کرد: "بیا پیتر، بریم ببینیم دستت چی شده."<br></span><br><br><span>بیرون ساختمان آزمایشگاه اتوبوس زردی منتظر ما بود، سوار اتوبوس شدیم و خانم معلم من رو روی اولین ردیف بغل خودش نشوند. تب شدیدی بدنم رو گرفت، عرق روی ابروهام میریخت و بعد از اون تاریکی من رو در برگرفت.<br></span><br><br><span>فکر کنم یه شخص داشت من رو حمل میکرد، صورتش پیر و موهاش سفید و کوتاه بود، ولی همون زمانی که دیدمش متوجه شدم که اون من رو دوست داره و به فکرم هست. اون از شهر خارج و به حومه شهر ، به خونه ای که تمام وجودمو از گرما پر میکرد برد.<br></span><br><br><span>من رو روی تخت دست سازی که داخل اتاقم بود، گذاشت. به محض این که سرم رو روی بالشت گذاشت به خواب عمیقی فرو رفتم.</span><br><br><span>خاطره پشت خاطره وارد سرم شد. میتونستم خیلی از اتفاق هایی رو که تا حالا برام توی زندگی اتفاق نیفتاده بودند بخاطر بیارم. اسم ها، مردم، فرمول های ریاضی ای که پیشرفته ای که تا حالا اصلاً ندیده و خیال حفظ کردن اون ها به ذهنم نمیرسید ولی حالا در خاطرم حک شده بود.<br></span><br><br><span>یه مدرسه ، که یه پسر همیشه تو سری خور بود. یه خونه و دو فامیل که همیشه از اون با عشق و محبت نگهداری میکردن، بچه ای با هوشی سرشار که همتا نداشت، ولی هوش خودش رو از ترس قضاوت دیگران مخفی میکرد، و یه دفعه ای اسمی به ذهنم رسید.<br></span><br><br><span>پیتر بنجامین پارکر.</span><br><br><span>و با یک نفس ناگهانی از خواب پردیم. <br></span><br><br><br><br>  <br>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>hamed.jafary552</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2443/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>ترجمه فارسی کتاب هزارتوی پن: هزارتوی فان (فصل آخر اضافه شد)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2438/</link>
                        <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 16:04:02 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[عنوان :Pan&#039;s Labyrinth: The Labyrinth of the Faunنویسندگان: Guillermo del Toro و Cornelia Funkeسال انتشار: 2019خلاصه داستان:متحدین به اروپای تحت کنترل نازی ها حمله کرده اند. در اسپانیا،...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div><br><img src="http://uupload.ir/files/t63b_pan_banner.jpg" /><strong><br><br>عنوان :<span>Pan&#039;s Labyrinth: The Labyrinth of the Faun</span><br>نویسندگان: <span><span><a href="http://btm.bookpage.ir/redirect-to/?redirect=https%3A%2F%2Fwww.goodreads.com%2Fauthor%2Fshow%2F167605.Guillermo_del_Toro">Guillermo del Toro</a> و </span></span><span><span>Cornelia Funke<br>سال انتشار: 2019<br>خلاصه داستان:<br></span></span>متحدین به اروپای تحت کنترل نازی ها حمله کرده اند. در اسپانیا، گروهی از سربازان برای سرکوب شورشی ها به جنگلی دور دست فرستاده می شوند. کاپیتان ویدال، قاتلی سادیست، آن ها را رهبری می کند، و همراهانش همسر جدید او، و دختری از ازدواج قبلی مادرش است. اوفلیای یازده ساله. شاهد وحشیگری پدر خوانده اش است و به سوی هزارتوی پن کشیده می شود، دنیایی سحرآمیز از موجودات افسانه ای.<br>لینک های دانلود:<br></strong><a href="http://comiccountry.ir/?p=828">http://comiccountry.ir/?p=828</a><strong><strong><br>فصل آخر قرار گرفت، نسخه بازبینی شده به زودی اضافه خواهد شد.</strong></strong></div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>lordfire910</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2438/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>کتاب دنیای مجازی...جدید</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2381/</link>
                        <pubDate>Sat, 18 May 2019 20:27:28 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[سلام.این اولین کتابیست که مینویسم امیدوارم .که راهنماییم کنین با تشکر.داستان راجب پسری که به وسیله یک کتاب جادویی به دنیای دیگری میره ....]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[سلام.این اولین کتابیست که مینویسم امیدوارم .که راهنماییم کنین با تشکر.داستان راجب پسری که به وسیله یک کتاب جادویی به دنیای دیگری میره ....]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>sajjad.zahiri2</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2381/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>انقلاب قدرت</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2298/</link>
                        <pubDate>Sun, 20 Jan 2019 13:19:38 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[امشب میخواستم فصل جدید بزارم و نمیتونم چون یکی از دوستام چون از داستان خوشش نیومده بود کل دیتا بیس داستانامو پاک کرد و منم امیدی به شروع دوباره ش ندارم ممنون که داستانمو خوندین و نظر دادین.:...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[امشب میخواستم فصل جدید بزارم و نمیتونم چون یکی از دوستام چون از داستان خوشش نیومده بود کل دیتا بیس داستانامو پاک کرد و منم امیدی به شروع دوباره ش ندارم ممنون که داستانمو خوندین و نظر دادین.:(]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>omidcanis</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2298/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>کتاب شبحی در همسایگی( آر ال استاین)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2203/</link>
                        <pubDate>Fri, 13 Jul 2018 20:01:47 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[نام داستان: شبحی در همسایگینویسنده:آر ال استاینمترجم:شهره نور صالحیفایل: ( pdf)سایت مرجع:aminti.blog.irخلاصه داستاندر همسایگی هانا اتفاقات عجیبی می افتد. درست از زمانی که پسر جدیدی به خانه ی...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s8.picofile.com/file/8331688426/22.jpg " /></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>نام داستان: شبحی در همسایگی</strong><br></span></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><strong><span>نویسنده:آر ال استاین<br></span></strong></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><strong><span>مترجم:شهره نور صالحی<br></span></strong></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>فایل:</strong> <span>( pdf)</span></span></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>سایت مرجع:aminti.blog.ir<br></strong></span></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br></tr><br><tr><br><td><div><strong>خلاصه داستان</strong><br></div><br></td><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br><td><span><span>در همسایگی هانا اتفاقات عجیبی می افتد. درست از زمانی که پسر جدیدی به خانه ی کناری او نقل مکان کرده است. اما او کی به آن جا آمد؟! آیا شب قبل که هانا به خواب رفت خانه خالی نبود؟ پس چرا هنوز هم خالی و متروک به نظر می رسد؟ هانا نمی تواند جواب این سوال ها را از همسایه اش بگیرد. او مدام غیبش می زند؛ خیلی هم رنگ پریده به نظر می رسد .... آیا هانا با یک روح در ارتباط است؟<br><br><br><a href="http://bayanbox.ir/download/7967369646014231276/%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D">دانلود<br></a> </span></span></td><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>ZAHRA*J</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2203/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>کتاب نفرین اردوگاه دریاچه سرد( آر ال استاین)</title>
                        <link>https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2202/</link>
                        <pubDate>Fri, 13 Jul 2018 19:49:08 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[نام داستان: نفرین اردوگاه دریاچه سردنویسنده:آر ال استاینمترجم:غلامحسین اعرابیفایل: ( pdf)سایت مرجع:لی لی بوکخلاصه داستانمعمولا اردو جذاب و دوست‌داشتنی است، اما “سارا” از اردوگاه دریاچه سرد ن...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br><td><img src="http://s9.picofile.com/file/8331687284/%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%86%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D8%AF_210x300.jpg " /></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>نام داستان: نفرین اردوگاه دریاچه سرد</strong><br></span></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><strong><span>نویسنده:آر ال استاین<br></span></strong></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><strong><span>مترجم:غلامحسین اعرابی<br></span></strong></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>فایل:</strong> <span>( pdf)</span></span></div><br></td><br></tr><br><tr><br><td><div><span><strong>سایت مرجع:لی لی بوک<br></strong></span></div><br></td><br></tr><br></table><br></td><br><td><table class="table table-bordered"><br><tr><br></tr><br><tr><br><td><div><strong>خلاصه داستان</strong><br></div><br></td><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br><td><span><span>معمولا اردو جذاب و دوست‌داشتنی است، اما “سارا” از اردوگاه دریاچه سرد نفرت دارد؛ آب دریاچه كثیف است و او با هم‌اتاقی‌هایش كمی مشكل دارد، آن‌ها از او متنفرند. تا این كه سارا نقشه‌ای به ذهنش می‌رسد؛ او وانمود می‌كند كه در حال غرق شدن است و همه برای او احساس تاسف می‌كنند. اما اوضاع دقیقا آن‌طور كه سارا می‌خواهد پیش نمی‌رود، زیرا در دریاچه سرد و تاریك كسی مراقب اوست؛ كسی با چشمان آبی و جسمی كه از ورای آن همه‌چیز دیده می‌شود …<br><br><br><a href="http://dl.lilibook.ir/2016/08/%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D">دانلود</a><br> </span></span></td><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br><tr><br></tr><br></table><br></td><br></tr><br></table>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://bookpioneers.ir/btm/archive-child/">بایگانی</category>                        <dc:creator>ZAHRA*J</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://bookpioneers.ir/btm/topicid/2202/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		